استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧ - فصل چهل و هفتم مسائل متفرّقه
مىكنند و احكام غير اسلامى را تصويب مىكنند.
جواب: ظاهر اين است كه شركت آن روحانيون و افراد متعهد ديگر با شرايطى كه گفتيد واجب است.
سؤال ١٦٩٦- اخيراً در بعضى مجامع و هيئات مذهبى تهران اشعارى سروده و خوانده مىشود كه در ضمن آن، لفظ جلاله (الله) را به ذوات مقدّسه عصمت- عليهم صلوات اللّه- و غيره نسبت مىدهند، مثلا گفته مىشود من علىاللّهىام، يا من حسيناللّهىام و يا زينباللّهىام، آيا بيان اين گونه اشعار جواز شرعى دارد؟
جواب: اين تعبيرات مناسب افراد معتقد به مكتب معصومين (عليهم السلام) نيست و لازم است به اين اشخاص تذكّر داده شود و آنها را از اين كار نهى كرد و براى بزرگداشت مقام آن بزرگواران راههاى خوب و سنجيده و معقول وجود دارد كه نيازى به اين حرفها ندارد.
سؤال ١٦٩٧- مؤلّفى كتابى مىنويسد و با ناشرى قرارداد چاپ و نشر منعقد مىنمايد و در كتاب مىنويسد: «حقوق طبع براى مؤلّف محفوظ است». پس از چندى ناشر ديگرى بدون اجازه از مؤلّف، كتاب را تجديد چاپ مىنمايد. در عرف ناشران چنين است كه مقدارى از كتاب را به عنوان حقّالتّأليف به مؤلّف مىدهند، آيا اين چنين حقّى براى مؤلّف وجود دارد و آيا نياز به اجازه از مؤلّف در مقام تجديد و افست از روى كتابش مىباشد؟
جواب: حقّالتّأليف يك حقّ عقلايى است كه در تمام دنيا از سوى همه عقلاى جهان به رسميّت شناخته شده است و مخالفت با آن مصداق ظلم شمرده مىشود و شرعاً حرام است، بنابراين مؤلّف مىتواند حقّ خود را از كسانى كه بدون اجازه او تجديد چاپ كردهاند بگيرد، در ضمن توجّه داشته باشيد ناشر نيز نسبت به حروفچينى و مانند آن حق دارد و اگر كسى از روى آن عكسبردارى كند بايد حقّ ناشر را نسبت به آن بپردازد.