استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩ - مسائل متفرّقه پزشكى
ندارد و در صورتى كه مستلزم حرامى باشد (مانند نظر و لمس نامحرم) تنها در صورت ضرورت، جايز است.
سؤال ١٥٦٤- شخصى از يك بيمارى سخت مانند سرطان رنج مىبرد و پزشكان هم از معالجه وى نااميد شدهاند، حال اگر پزشكى از روى ترحّم و دلسوزى از معالجه وى كه منجر به ادامه زندگى شخص بيمار در مدّت كوتاهى مىشود خوددارى نمايد و بيمار زودتر بميرد، آيا از نظر فقهى و شرعى چنين كارى جرم است يا نه؟ لطفاً به طور اجمال به دليل آن را اشاره كنيد.
جواب: قتل انسان مطلقاً جايز نيست حتّى از روى ترحّم و حتّى با اجازه خود مريض و ترك معالجه منجر به مرگ نيز جايز نيست. دليل اصلى اين مسأله اطلاقات ادلّه حرمت قتل از آيات و روايات است و همچنين ادلّه وجوب حفظ نفس و فلسفه آن ممكن است اين باشد كه چنين اجازهاى سبب سوء استفادههاى فراوان مىشود و به بهانههاى واهى قتل از روى ترحّم صورت مىگيرد يا افرادى به قصد انتحار و خودكشى از اين راه وارد مىگردند، به علاوه مسائل پزشكى غالباً يقينآور نيست و اى بسا افرادى كه از حيات آنها مأيوس بودهاند و به طور عجيبى از مرگ رهايى يافتهاند.
سؤال ١٥٦٥- آيا كسى مىتواند به ديگرى اجازه قتل خودش را بدهد؟ آيا قاتل ضامن است؟ اعمّ از اين كه مانند مريض در حال مرگ باشد كه به پزشك اذن تزريق آمپول مرگآور مىدهد يا شخص ديگر؟
جواب: اجازه چنين چيزى جايز نيست و اگر اجازه بدهد و راضى باشد سبب جواز نمىشود.
سؤال ١٥٦٦- بيماران مرگ مغزى در علم پزشكى اشخاصى هستند كه دچار توقف تمامى فعاليّتهاى شناخته شده مغزى شدهاند و لكن قلب و بعضى از ارگانهاى ديگر بدن به كار خود ادامه مىدهند، تنفّس در اين بيماران متوقّف شده و با استفاده از