استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠ - ضمان طبيب
فوق و در صورت مواجهه با اين مشكلات، تنها در صورتى مجاز بدانيم كه وى در اين زمينهها داراى تخصّص و تجربه كافى باشد عملا مسائل درمان با اختلال كامل روبهرو خواهد شد زيرا:
اوّل اين كه هر پزشكى تا رسيدن به اين تخصّص و تجربه كافى بايد همان مراحل اوليّه را طى كند- كه همان دوران بدون تجربه و تخصّص است.
و دوّم اين كه به علّت جمعيّت زياد، امكانات كم، فرصتهاى ناكافى و دهها علل ديگر حدّ اقل در كشور ايران- نمىتوان انتظار داشت پزشكانى كه از ابتدا كاملا مسلّط باشند به طبابت بپردازند.
با توجّه به مقدّمه فوق و موضوعات مطرح شده در كليّه سؤالهاى فوق، مسائل مهمّى مطرح مىشود كه:
الف) در مواردى كه پزشكى داروى مؤثر بر بيمارى يا عوارض خطرناك آن را فراموش نموده و فرصت و امكانات كافى جهت دسترسى به اطّلاعات كافى يا پزشك متخصّص ديگرى نيز ندارد.
ب) مطمئن است كه داروى خاصّى براى بيمارى مفيد است امّا همچنين مطمئن است و يا احتمال مىدهد كه در صورت تجويز آن دارو عوارضى خفيف و يا شديدتر از خود بيمارى و حتّى مرگ در اثر اين دارو، گريبانگير اين بيمار خواهد شد- كه البتّه موارد الف و ب شامل مسائل تشخيصى نيز مىباشد- آيا پزشك در اين حالات مىتواند مريض را به حال خود بگذارد و چنين فرض كند كه گويا پزشكى موجود نبوده و قضا و قدر الهى هر چه باشد بر او جارى خواهد شد و بدين ترتيب خود را در معرض خطر مؤاخذه مادّى و معنوى حاصل از عوارض احتمالى و هزينههاى نابجاى آن قرار ندهد و كار وى را به خداوند واگذارد كه يا خود بهبودى نسبى يابد و فرصت تحقيقات بعدى فراهم گردد و يا به تدريج دچار عوارض شديد و مرگ گردد. اصولا در چنين مواردى كه پزشك واقعاً نمىداند كه براى نجات جان يا