استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥ - موجبات ضمان
فصل چهل و چهارم: احكام ديات
موجبات ضمان
سؤال ١٢٩٠- هرگاه يك نفر نفت يا مادّه محترقه ديگرى روى متاع شخصى بريزد و شخص ديگرى به آن كبريت بزند و آن مال تلف شود، ولى هركدام مدّعى است كه ديگرى كبريت زده، تكليف چيست؟
جواب: در صورتى كه معلوم شود يكى از آن دو نفر اين كار را انجام دادهاند و دليلى بر اثبات مقصّر واقعى نباشد، ضمان در ميان آنها تقسيم مىشود.
سؤال ١٢٩١- در منطقه جنگى، سرباز رانندهاى به همراه مافوقش نفربرى را در آب عميق شستشو مىدادهاند، موتور به علّتى خاموش شده و نفربر زير آب مىرود و تعدادى سرباز كه روى آن بودهاند خود را در آب پرتاب مىكنند ولى دو نفر آنها غرق مىشوند. راننده تأكيد دارد كه مافوق من دستور داده و شخص مافوق منكر است. حال با توجّه به اين كه غرقشوندگان ملزم به سوار شدن نبودهاند و قبل از زير آب رفتن خود را در آب انداختهاند، آيا راننده ضامن است؟
جواب: چنانچه نفربر را براى شستشو مىبرده و همه مىدانستهاند و بعضى به ميل خود سوار آن شدهاند يا باقى ماندهاند، راننده ضامن نيست و همچنين اگر ماندن آنها روى نفربر موجب نجات آنها مىشده و آنها عجله كردهاند و خود را به آب پرتاب كردهاند، باز راننده ضامن نيست. ادّعاى راننده مبنى بر اين كه مافوق دستور داده، در حالى كه طرف منكر باشد هيچ فايدهاى ندارد حتّى اگر منكر هم