استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦ - مسائل مربوط به پيوند اعضا
به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمىدهند، در ضمن فعّاليّتهاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده، فاقد تنفّس و پاسخ به تحريكات متفاوت نورى و فيزيكى مىباشند. در اينگونه موارد احتمال بازگشت فعّاليّتهاى مورد اشاره، مطلقاً وجود نداشته، بيمار داراى ضربان خودكار قلب بوده كه ادامه اين ضربان هم موقّتى و تنها به كمك دستگاه تنفّس مصنوعى به مدّت چند ساعت و حدّ اكثر چند روز مقدور مىباشد. اين وضعيّت در اصطلاح پزشكى مرگ مغزى ناميده مىشود از طرفى نجات جان عدّه ديگرى از بيماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است. با عنايت به اينكه اين اشخاص فاقد تنفّس، شعور، احساس و حركت ارادى هستند و هيچگاه حيات خود را بازنمىيابند:
الف) آيا در صورت احراز شرايط فوق مىتوان از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده كرد؟
ب) آيا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نيازمند به پيوند عضو، براى جواز قطع عضو كافى است يا اذن قبلى و وصيّت صاحب عضو نيز لازم است؟
ج) آيا اطرافيان ميّت مىتوانند پس از مرگ مغزى چنين اجازهاى بدهند؟
د) آيا انسان مىتواند در زمان حيات خود با امضاى كارتى رضايت خود را براى برداشتن اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى، جهت پيوند به انسانهاى مسلمان نيازمند اعلام نمايد؟
ه-) آيا در موارد جواز قطع اعضا ديه ثابت است يا ساقط مىشود؟
و) در صورت ثبوت ديه، پرداخت آن بر عهده كيست پزشك يا بيمار؟
ز) موارد مصرف ديه مذكور كدام است؟
جواب: الف) جواب اين مسأله در سابق گفته شد ولى از نظر اهمّيت مسأله توضيحاتى عرض مىشود كه در موارد مرگ مغزى بصورتى كه در بالا ذكر شده اگر موضوع قطعى و يقينى باشد چنان فردى در اين گونه احكام مانند ميّت است