استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨ - طلاق خلع و مبارات
شش فرزند مىباشيم، در اين مدّت با دخالت مستقيم پدر و مادر و برادر خانمم رو به رو بودهام و زندگى تلخى را گذراندهام تا اين كه مدّتى قبل ديگر كارد به استخوانم رسيد و تصميم به جدايى از همسرم گرفتم و چون در تصميم خود جدّى بودم در چند جلسه (البتّه به فارسى) گفتم: همسرم مانند خواهر و مادرم براى من مىباشد، حال همسرم از گذشته خود پشيمان شده و تعهّد داده كه ديگر مثل گذشته به تحريكات بستگان خود گوش نكند و من هم مىخواهم مدّتى ديگر به ايشان فرصت بدهم و با ايشان زندگى كنم با توجّه به گفته بالا آيا مىتوانم با ايشان به عنوان زن و شوهر زندگى كنم؟
جواب: چنانچه اين سخن را در حالى گفتهايد كه دو شاهد عادل حضور داشتهاند و آن زن هم در حال عادت نبوده بعد از پاك شدن با او نزديكى نكرده باشيد بايد كفّاره بدهيد و كفّاره آن دو ماه روزه است كه بايد سى و يك روز آن پشت سر هم باشد و اگر توانايى به روزه نداشته باشيد ٦٠ مسكين را طعام دهيد امّا اگر دو شاهد عادل حضور نداشته، كفّارهاى هم ندارد و اين سخن بىاثر است، در ضمن توجّه داشته باشيد در آنجا كه كفّاره لازم باشد تا كفّاره ندهيد حلال نمىشود.
سؤال ٩٤٥- خانم شوهردارى با افرادى حدود دو سال رابطه داشته است و حتّى مدّت ٢٠ روز بدون اجازه شوهرش معلوم نيست كه در كجا به سر برده است آيا لازم است اين خانم مشهور به فساد را طلاق داد؟
جواب: طلاق دادن او واجب نيست ولى لازم است او را از كار خلاف بازدارد.
سؤال ٩٤٦- شخصى به زنش اختيار داد كه از سوى او كسى را براى طلاق وكيل كند، مدّتى گذشت زنش او را مطّلع نكرد كه طلاق جارى شده يا نه؟ آيا نفقه در اين مدّت بر شوهر واجب است و آيا شوهر مىتواند اين زن را به عنوان همسرش بپذيرد؟
جواب: مادامىكه وقوع طلاق مشكوك است در حكم زوجه اوست.