نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣
٤ / ١٢
روزى شدن فرزند
قرآن
«و گفتم: «از پروردگارتان ، آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است ، تا براى شما از آسمان ، باران پياپى فرو فرستد و شما را به اموال و فرزندان ، يارى كند و برايتان ، باغ ها قرار دهد و براى شما نهرها جارى سازد» .
حديث
٢٦٣٥.امام على عليه السلام : هر گاه فرزند خواستى ، وضويى شاداب بساز و دو ركعت نماز نيكو بگزار و در پايان ، به سجده برو و هفتاد و يك بار بگو: «از خدا آمرزش مى خواهم» . سپس با همسرت هم بستر شو و بگو: «بار خدايا! اگر مرا فرزندى روزى كردى ، او را به نام پيامبرت مى نامم» . پس خدا به تو فرزندى خواهد داد. اين كه گفتم : «وضو بساز»، چون خداوند متعال فرموده است: «و [خدا] پاكيزگان را دوست مى دارد» . و اين كه گفتم : «نماز بخوان»؛ چون از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «نزديك ترين حالت بنده به پروردگارش ، هنگامى است كه او را در حال سجده و ركوع ببيند» . و اين كه تو را به آمرزش خواهى فرمان دادم، چون خداوند متعال فرموده است: «از پروردگارتان ، آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است ، تا بر شما از آسمان ، بارانِ پياپى فرو فرستد و شما را به اموال و فرزندان ، يارى كند و برايتان باغ ها قرار دهد و براى شما نهرها پديد آورد» . و خداوند متعال به پيامبرش صلى الله عليه و آله فرموده است: «اگر هفتاد مرتبه هم برايشان آمرزش بخواهى ، هرگز خداوند، آنان را نخواهد آمرزيد» . لذا گفتم از هفتاد بار بيشتر آمرزش بخواهى.
٢٦٣٦.مكارم الأخلاق : امام حسن عليه السلام بر معاويه وارد شد و چون از نزد او بيرون آمد ، يكى از پرده داران معاويه ، دنبال ايشان آمد و گفت: من ، مردى ثروتمندم ؛ امّا بچّه دار نمى شوم . به من چيزى بياموز ؛ بلكه خداوند ، مرا فرزندى روزى كند. فرمود: «بر تو باد آمرزش خواهى!» . آن شخص ، آمرزش خواهى مى كرد تا جايى كه گاه روزى هفتصد مرتبه ، آمرزش مى طلبيد و ده پسر، روزى اش شد. اين خبر به معاويه رسيد . به آن مرد گفت: چرا دليل سخنش را از او (امام حسن عليه السلام ) نپرسيدى؟ بار ديگر كه امام عليه السلام به نزد معاويه آمد، آن مرد ، [دليلش را] از ايشان پرسيد . فرمود: «آيا سخن خداوند در داستان هود عليه السلام را نشنيده اى كه: «و نيرويى بر نيرويتان مى افزايد» ؟ و در داستان نوح عليه السلام [اين سخن را] كه: «و شما را با اموال و فرزندان ، يارى مى رساند» ؟» .