نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧
٣١٣٨.امام هادى عليه السلام ـ در زيارت جامعه ـ: به نام خداى مهرگستر مهربان . گواهى مى دهم كه معبودى جز خدا نيست و يگانه و بى انباز است ، همچنان كه خدا خود در حقّ خويش گواهى داده است ، و فرشتگانش و آفريدگانِ دانشمندش در حقّ او گواهى داده اند . معبودى جز او ـ كه نيرومند و استوار است ـ نيست . گواهى مى دهم كه محمّد ، بنده برگزيده و فرستاده پسنديده اوست . او را با راه راست و دينِ درست فرستاد تا آن را بر همه دين ها پيروز گرداند ، هر چند مشركان ، خوش نداشته باشند . بار خدايا! برترين و كامل ترين درودهايت ، و گسترده ترين و فراگيرترينِ آنها ، و افزون ترين و تام ترين سلام هايت را بر آقاى ما ، محمّد قرار ده ؛ همو كه بنده و فرستاده و پيامبر و همراز و دوست و پسند تو و دُردانه و برگزيده و بنده خاص و ناب تو ، و امانتدار تو و گواه و راه نماى به توست ؛ همو كه فرمان تو را به كار بست و براى تو خيرخواهى و راه نمايى كرد ، و در راه تو و دفاع از دين تو ، جهاد [و تلاش] نمود ؛ او كه بيان كننده برهان هاى تو و هدايت شده به طاعت تو ، و ارشاد كننده به موجبات خشنودى تو ، و دريافت كننده وحى تو ، و نگهدار پيمان تو ، و پيگير در اجراى فرمان تو ، تأييدشده به نور تابان ، و راه نمايى (/تقويت) شده با امر پسنديده بود ؛ كسى كه مصون از هر خطا و لغزش ، و پاك از هر آلودگى و ژاژخايى ، و فرستاده شده با بهترين دين ها و آيين ها ، و راست كننده انحراف و كژى ، و اقامه كننده دليل هاى و حجّت ها بود ؛ همو كه مخصوص شده به ظهور پيروزى [حق] و روشن ساختن راه بود و آشكار كننده آنچه از توحيدِ تو پنهان شده بود ، و زنده كننده آنچه از عبادت تو كهنه شده بود ، و پايان دهنده گذشته ، و گشاينده بسته ها ، و برگزيده از ميان آفريدگانت و انتخاب شده براى مكشوف ساختن حقايقت بود ؛ كسى كه به واسطه او نشانه هاى راه هدايت ، پيدا شد و تاريكىِ كورى [و گم راهى ها] زدوده گشت ، و فرو نشاننده جوششهاى باطل ها ، و سركوب كننده يورش هاى گم راهى ها بود ؛ او كه برگزيده از سرشتِ بزرگوارى و تبار بزرگىِ ديرين ، و نهالستان افتخاراتِ ريشه دار ، و شاخه پر بار و برگِ رفعت ، و گلچين شده از درختِ برگزيدگان و چراغدان تابان و كاكُلِ سرافرازى و كانون بَطحا (/وادى مكّه) بود ؛ همان كه فرستاده بر حقّ تو ، و برهان تو بر همه خلق ، پايان بخش پيامبرانت و حجّت رساى تو در زمين و آسمانت بود . بار خدايا! بر او درودى فرست كه هيچ كس به مانند او از چنان درودى بهره مند نشده باشد ، و بركت چنگ آويختن به رشته آن ، از اندازه چنگ زنندگان به آن ، فراتر رود ، و پس از آن بر گراميداشت و بزرگداشت او ، چندان بيفزاى كه در پهنه آرزوها هم نگنجد ، تا آن كه به كَرَم تو ، به بالاترين رتبه ها دست يابد ، و به لطف تو تا بلندترين جايگاه هاى بخشش فراز آيد . بار خدايا! حقّ و وظيفه او را از كسانى كه به او و به بهترين نزديكانش ستم كردند ، بستان . بار خدايا! بر دوستت و داور و فرمان روا در دينت ، و برپا دارنده برابرى و داد بعد از پيامبرت ، بر على بن ابى طالب ، امير مؤمنان و پيشواى پرواپيشگان ، مِهتر اوصيا و پيشواى دين ، رهبر بى همانندان ، قبله عارفان و نشان رهجويان ، دستگيره استوار و رشته محكم تو ، جانشين پيامبر تو در ميان همه مردمان ، وصىّ او در دنيا و دين ، بزرگ ترين تصديق كننده[ى حق] در عالم و روشن ترين جداكننده ميان حلال و حرام ، ياور اسلام و در هم شكننده بت ها ، تقويت كننده و حامى دين ، حافظ و جان فداى پيامبر درود فرست ؛ همان كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز برادرخواندگى ، او را به برادرى خويش برگزيد ، و همان كه براى او چونان هارون براى موسى بود ؛ پنجمينِ ياران كسا و شوهر سرور بانوان ؛ كسى كه با وجود گرسنگىِ شديد خويش ، خوراكش را ايثار كرد ، و كسى كه در سوره «هل اتى» از كار او قدردانى شده است ؛ چراغ راه و مهد پروا ، و جايگاه خِرَد و كوه بلند خردمندى ؛ دعوت كننده به سوى بزرگ ترين مقصد (/راه) ، و حركت كننده به جانب نهايى ترين هدف ، و بالا رونده به سوى بزرگى و بلندى ، و دانا به معنا و باطن [قرآن] ؛ كسى كه فرشتگان مخصوصت را با كاسه و حوله به خدمتش فرستادى تا وضو گرفت ، و خورشيد را كه نزديك غروبش بود ، برايش برگرداندى تا نمازش را اوّل وقت برايت بگزارد ، و آن گاه كه به مقداد ، وام بخشيد ، از خوراك بهشتيان به او خوراندى ، و آن گاه كه جانش را در طبق اخلاص نهاد تا تو خشنود شوى ، به وجود او بر فرشتگان مخصوصت نازيدى ، و ولايت (/دوستى) او را يكى از واجباتت قرار دادى ـ و بدبخت ، كسى كه به پاره اى اقرار كند و پاره اى ديگر را انكار نمايد! ـ ؛ ريشه خوبان و كان افتخارات و تقسيم كننده بهشت و دوزخ ، صاحب اَعراف [١] و پدر امامان بزرگوار ؛ آن ستم ديده اى كه حقّش غصب شد و براى خدا شكيبايى ورزيد ؛ آن خونخواه انتقام ناگرفته خويش و خاندانش ؛ آن كه در ميان خويشان و عزيزانش مقصود بود [٢] ؛ درودى كه افزايش آن ، پايان نپذيرد و بلندىِ آن فرود نمى گيرد . بار خدايا! جامه هاى انعام خويش را بر او بپوشان ، و تاج گراميداشت را بر سرش نِه ، و او را به بالاترين مرتبه و مقام برسان تا آن كه به پيامبرت ـ كه بر او و بر خاندانش درود باد ـ برسد ، و ـ اى خداوند ـ در برابر ستمگران بر او ، به سود وى حكم دِه ، كه تو در حكمى كه مى دهى ، دادگرى . بار خدايا! بر آن بانوى پاكِ بريده از دنيا و نورانى ، دخت پيامبر ، مام پيشوايان هدايتگر و سَرور بانوان عالم ، وارث بهترينِ پيامبران ، و همسر بهترينِ اوصيا درود فرست ؛ همان كه در حالى بر تو وارد شد كه از مصيبت پدرش دردمند بود و دادخواه از آنچه غصب كنندگان حقّش بر سر او آورده بودند و ناخرسند از امّتى كه وظيفه الهى خود را در يارى دادنش به جا نياوردند ـ و دليلش هم اين است كه شبانه به خاك سپرده شد و حقّش غصب شد ، و از غصّه دق كرد درودى كه زمان آن را پايانى و مدّتش را نهايتى و شمارش را به سر آمدنى نباشد . بار خدايا! به جاى ناملايماتى كه درسراى نابودى كشيد ، بهترين عوض ها را در سراى جاودانگى به او عطا فرما ، و او را در باره كسانى كه با او كينه توزى كردند ، به نهايت آرزوها و غايت خواسته هايش برسان ، تا آن كه هر دوستدار او كه بر اثر خشم او ، در خشم بوده ، خشنود شود ، كه به راستى ، تو قوى ترين كسى هستى كه به دادِ ستم ديدگان رسيده اى ، و دادگرترينِ داورانى . بار خدايا! او را نيز در گراميداشت ، به پايه شوهرش و پدرش برسان و حقّ او را از ستمگران بر او ، بستان . بار خدايا! بر امامان ره يافته و راهبران هدايتگر و مِهتران مصون از خطا ، پرواپيشگان نيكوكار ، مهد آرامش و وقار ، خزانه داران علم و نهايت بردبارى (/خردمندى) و افتخار ، مربّيان بندگان و اركان سرزمين ها و راه نمايان راه ، خردمندان بزرگمنش ، عالمان به شريعت تو و زهدپيشگان ، چراغ هاى تاريكى ها و چشمه هاى فرزانگى ها و صاحبان نعمت ها و پناه امّت ها ، همگِنان قرآن و آيات آن ، و امينان و فرمان روايان تأويل [و معانى باطنىِ] آن ، و مترجمان وحى و دلالت هاى آن ، پيشوايان راه راست و چراغ خانه هاى تاريكى ها و نشانه هاى پروا و پناهگاه هاى مردمان ، و نگهبانان اسلام و حجّت هاى تو بر همه آدميان : حسن و حسين ، سَروران جوانان بهشتى و نوادگان پيامبر رحمت ، و على بن الحسين ، سجّاد زين العابدين ، و محمّد بن على ، شكافنده علم دين ، و جعفر بن محمّد ، آن راستگوى درستكار ، و موسى بن جعفر ، آن فرو خورنده خشم و بردبار ، و على بن موسى ، آن خشنود وفادار ، و محمّد بن على ، آن نيكوكار پرهيزگار ، و على بن محمّد ، آن برگزيده پاك ، و حسن بن على ، آن هدايتگر پسنديده ، و حجّة بن الحسن ، امام روزگار و زمان ، جانشين جانشينان و يادگار پيامبران ، آن كه از خلق تو نهان است و براى پيروز گردانيدن حقّ تو ، بدو اميد بسته شده است ، آن مهدى منتظَر و آن قيام كننده اى كه به واسطه او انتقام خواهى كشيد ، درود فرست . بار خدايا! بر ايشان ، سراسر ، درود فرست ؛ درودى كه در ميان جهانيان ، باقى بماند و با آن ، آنان را به برترين جايگاه گراميان برسانى . بار خدايا! ايشان را در گراميداشت ، به مرتبه جدّشان و پدرشان برسان و حقّ آنان را از ستمگرانشان بستان ... . بار خدايا! تو كه به من توفيق ايمان آوردن به پيامبرت و تصديق دعوتش را دادى ، و نعمت فرمانبرى از او و پيروى از دينش را ارزانى ام داشتى ، و به شناخت او و شناخت امامانِ از نسل او ره نمونم شدى ، و شناخت آنان را شرط كمال ايمان قرار دادى ، و پذيرش اعمال را منوط به ولايت و اطاعت از آنان دانستى ، و بندگانت را به درود فرستادن بر ايشان فرمان دادى ، و آنان را سرآغاز دعا و سبب اجابت نهادى ، بر همه ايشان درود فرست و به واسطه آنان ، مرا در دنيا و آخرت نزد خودت باآبرو و از نزديكان [درگاهت ]قرار ده .
[١] اعراف ، مكانى است ميان بهشت و جهنّم .[٢] يعنى كسى كه مردم براى حلّ مشكلات خود ، از ميان خويشاوندانش ، به او مراجعه مى كنند ، يا خويشاوندانش به او رجوع مى كنند . شايد كلمه «مقصود» ، تصحيف شده «مقهور» باشد .