نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧
٥ / ٨
پيش از غروب در عرفات
٢٦٧٦.الإقبال ـ به نقل از حمّاد بن عبد اللّه ـ: در موقف ، نزديك امام كاظم عليه السلام بودم. نزديك غروب خورشيد كه شد ، امام عليه السلام با دست چپ خود ، گوشه هاى جامه اش را گرفت و گفت: «بار خدايا! من ، بنده تو و فرزند بنده تو هستم. اگر عذابم كنى ، به سبب امورى است كه پيش تر ، از من سرزده است ، و اينك ، من با تمام وجودم در اختيار توام . اگر مرا ببخشى ، تو اهل بخشايشى . اى اهل بخشايش، اى سزاوارترين كس به گذشت كردن! مرا و ياران مرا بيامرز» و مَركبش را هِى زد و رفت.
٥ / ٩
روز قربان
٢٦٧٧.امام على عليه السلام ـ در خطبه اش در روز [عيد] قربان ـ: اين ، روزى است كه حرمتش بسيار است و بركتش انتظار مى رود و به آمرزش در آن ، اميد است. بنا بر اين، خداوند متعال را فراوان ياد كنيد و از او آمرزش بخواهيد و به درگاهش توبه كنيد، كه او توبه پذيرى مهربان است.