حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧
٣١٣٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عطاء بن ابى رباح ـ: كسى كه از امّ سلمه شنيده بود، به من گفت كه او گفته است: پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه او بود كه فاطمه عليهاالسلامقابلمه اى آورد كه در آن ، حَريره بود و با آن، نزد ايشان رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «همسر و دو پسرت را فرا بخوان». على، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و بر پيامبر خدا وارد شدند. آنها نشستند و از آن ، حَريره خوردند. اين در حالى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر بسترش نشسته بود. اين بستر بر سكّويى بود و عبايى خيبرى زيرش قرار داشت. من در اتاق، نماز مى خواندم كه اين آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، نازل شد. پس پيامبر باقى مانده اين عبا را گرفت و آنها را با آن پوشانْد. سپس دستش را بيرون آورد و با آن به آسمان اشاره كرد و فرمود: «بار خدايا! اينان، اهل بيت و خواصّ من هستند. پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان. بار خدايا! اينان اهل بيت و خواصّ من هستند. پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان». من سرم را به درون اتاق بردم و گفتم: آيا من هم با شما هستم، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «تو بر خير هستى. تو بر خير هستى».
٣١٣٧.تاريخ دمشق ـ به نقل از عَمره دختر اَفعى ـ: از امّ سلمه شنيدم كه مى گفت: آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، در خانه من نازل شد و اين، در حالى بود كه هفت نفر در خانه بودند: جبرئيل، ميكائيل، پيامبر خدا، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام . من بر درِ خانه بودم. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا من در شمارِ اهل بيت نيستم؟ فرمود: «تو بر خير هستى.تو از همسران پيامبرى»؛ ولى نفرمود : تو در شمارِ اهل بيت هستى.