حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣
٣٢١٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من، على، فاطمه، حسن و حسين ، روز رستاخيز در خانه اى گنبدى زير عرش خواهيم بود.
٣٢١٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «وسيله»، درجه اى است نزد خدا كه بالاتر از آن، درجه اى نيست . از خدا بخواهيد كه به من، وسيله عطا نمايد.
٣٢٢٠.امام على عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «در بهشت، جايگاهى است كه وسيله خوانده مى شود . پس هر گاه از خدا چيزى خواستيد ، براى من هم وسيله بخواهيد». گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسى با تو در آن جا خواهد بود؟ فرمود: «على، فاطمه، حسن و حسين».
٣٢٢١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مركز بهشت، از آنِ من و اهل بيت من است.
٣٢٢٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من، درخت [نبوّت] هستم و فاطمه، شاخه آن است و على، [مايه ]بارورى آن است و حسن و حسين، ميوه آن اند و پيروان ما برگ هاى آن هستند. ريشه اين درخت، در فردوس برين قرار دارد و ديگر قسمت هاى آن در ديگر قسمت هاى بهشت است.
٣٢٢٣.مسند ابن حنبل ـ به نقل از حُذَيفه ـ: مادرم از من پرسيد: از چه هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله را نديده اى؟ به او گفتم: از فلان وقت. او به من ناسزا گفت و دشنام داد. به او گفتم: رهايم كن. من نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى روم تا نماز مغرب را با او بگزارم و او را رها نخواهم كرد تا براى من و تو، طلب آمرزش كند. خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم و نماز مغرب را با ايشان گزاردم و پيامبر صلى الله عليه و آله نماز عشا را هم خواند . سپس باز گشت و كسى در سرِ راه ، با ايشان بر خورد و با ايشان زمزمه اى كرد و رفت. من در پىِ ايشان رفتم. صداى مرا شنيد و فرمود : «تو كيستى؟». گفتم: حذيفه ام. فرمود: «چه مى خواهى؟». من ماجرا را باز گفتم. فرمود: «خداوند، تو و مادرت را بيامرزد !». سپس فرمود: «آيا كسى را كه اندكى پيش بر سرِ راه من قرار گرفت ، ديدى؟». گفتم: آرى. فرمود: «او فرشته اى از فرشتگان بود كه پيش از امشب به زمين فرود نيامده بود و از پروردگار، اذن خواسته بود تا بر من سلامى بفرستد و مژده ام دهد كه حسن و حسين ، سَرور جوانان بهشتى اند و فاطمه، بانوى زنان بهشتى است. خداوند، از ايشان خشنود باد!».