حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧
٣١٨٦.تفسير الطبرى ـ به نقل از ابو ديلم ـ: امام زين العابدين عليه السلام به مردى از شاميان فرمود: «آيا در سوره احزاب خوانده اى كه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ؟». آن مرد گفت: آيا شما، هم ايشان هستيد؟ فرمود: «آرى».
٣١٨٧.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ابو نعيم، از گروهى كه همراه اسيران كر: چون به دمشق وارد شديم، زنان و اسيران را در روز روشن و با روى باز، وارد كردند. سنگ دلان شامى گفتند: اسيرانى به اين نيكويى نديده ايم. شما كيستيد؟ سُكينه، دختر حسين عليه السلام گفت: ما اسراى خاندان محمّديم. آنها بر سكّوى مسجد، جايى كه اسيران را نگاه مى داشتند، نگاه داشته شدند، در حالى كه على بن الحسين عليه السلام كه در آن هنگام نوجوانى بود، در ميان آنها حضور داشت. پيرمردى از شاميان نزد آنها آمد و گفت: خدايى را ستايش كه شما را كُشت و نابود كرد و شاخِ فتنه را بُريد و از نكوهش آنها كوتاهى نكرد. چون سخنش تمام شد، امام زين العابدين عليه السلام به او فرمود: «آيا كتاب خدا را خوانده اى؟». گفت: آرى. امام عليه السلام فرمود: «آيا اين آيه: «بر اين رسالت، مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمى خواهم» را خوانده اى؟ گفت: آرى. فرمود: «ما،همانها هستيم». سپس فرمود: «آيا اين آيه: «و حقّ خويشاوندان را ادا كن» را خوانده اى؟». گفت: آرى. فرمود: «ما، همانها هستيم». سپس فرمود: «آيا اين آيه: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» را خوانده اى؟». گفت: آرى. امام عليه السلام فرمود: «ما، همانها هستيم». در اين جا مرد شامى، دست خود را به آسمان برد و سه بار گفت: خدايا! به درگاه تو توبه مى كنم. خدايا! از دشمن خاندان محمّد و قاتلان اهل بيت محمّد، به درگاه تو برائت مى جويم. من، قرآن را خوانده بودم؛ ولى تا امروز، اين حقايق را در نيافته بودم.