حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥
٣٢٤٨.الكشّاف: روايت شده است هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنها (مسيحيان نجران) را به مباهله فرا خواند، آنها گفتند: باشد تا باز گرديم و بينديشيم. چون با يكديگر خلوت كردند، به عاقِب ـ كه انديشمند ايشان بود ـ ، گفتند: اى عبد مسيح! چه مى گويى؟ او گفت: اى گروه مسيحيان! به خدا سوگند، دانسته ايد كه محمّد، پيامبرِ فرستاده شده است و كلامِ فصلِ خدايى به همراه آورده است. به خدا سوگند، هرگز قومى با پيامبرى مباهله نكرده، مگر آن كه بزرگشان نمى زيَد و خُردشان نمى رويَد. اگر شما چنين كنيد، هر آينه نابود مى شويد. پس اگر شما چيزى جز اُنس با دينتان و بر پا داشتن رسوم كنونىِ خود نمى پذيريد، با اين مرد، صلح كنيد و به سوى سرزمين هايتان باز گرديد. پس پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، در حالى كه حسين عليه السلام را در آغوش گرفته بود و دست حسن عليه السلام را در دست داشت و فاطمه عليهاالسلام پشت سرِ او و على عليه السلام پشت سرِ فاطمه در حركت بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر گاه من دعا كردم، شما آمين بگوييد». اسقف نجران گفت: اى گروه مسيحيان! من چهره هايى را مى بينم كه اگر خدا به سبب آنها بخواهد كوهى را از جايش بر كَنَد، چنين مى كند. با آنها مباهله نكنيد كه نابود مى شويد و ديگر تا روز رستاخيز، هيچ مسيحى اى بر زمين باقى نمى مانَد. آنها گفتند: اى ابو القاسم! ما صلاح ،آن ديديم كه با تو مباهله نكنيم و تو را بر دينَت پايدار بداريم و خود بر دينمان، ثابت بمانيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر از مباهله خوددارى مى كنيد، پس اسلام بياوريد تا آنچه براى مسلمانان است، براى شما و هر چه بر ايشان است، بر شما باشد». آنها از پذيرشِ اين نيز دريغ ورزيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس ما با شما نبرد مى كنيم». آنها گفتند: ما را توان جنگ با عرب نيست؛ ولى با شما مصالحه مى كنيم كه اگر با ما نجنگيد و ما را نهراسانيد و از دينمان، باز نداريد، سالانه دو هزار جامه فاخر به شما بدهيم، هزار [جامه] در ماه صفر و هزار [جامه] در ماه رجب، به همراه سى جوشن عادى (منسوب به قوم عاد) كه در آن آهن به كار برده شده باشد. پيامبر صلى الله عليه و آله با اين شرط با آنها مصالحه كرد و فرمود: «سوگند به آن كه جان من در دستِ قدرت اوست، نابودى بر سر مردم نجران، آويخته شده بود و اگر به مباهله مى پرداختند، به ميمون و خوك، تبديل مى شدند و اين وادى بر آنها آتش بر مى افروخت و خداوند، نجران و مردم آن را چنان ريشه كن مى كرد كه ديگر حتّى پرنده اى بر درخت نمى مانْد و بر نصارا سالى نمى گذشت، مگر آن كه همه آنها از ميان مى رفتند...». خداوند، «ابناء» و «نساء» را بر «اَنفُس»، مقدّم داشته است تا والايىِ جايگاه ايشان و نزديكى پايگاهشان را گوشزد كند و اعلان نمايد كه آنها بر جان ها مقدّم هستند و همه جان ها فداى ايشان است ، و در اين تقديم، قوى ترين دليل بر فضيلت «اصحاب كسا» نهفته است .