حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
ز ـ ثَوبان
٣١٥٠.سنن أبى داوود ـ به نقل از ثوبان، غلام پيامبر خدا ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه به مسافرت مى رفت، فاطمه عليهاالسلام آخرين شخص از خاندانش بود كه او را مى ديد و نخستين كسى بود كه هر گاه از سفر مى آمد، به ديدن او مى رفت. يك بار پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگ باز گشت و اين ، در حالى بود كه فاطمه عليهاالسلام ، پلاس يا پرده اى بر در اتاقش آويخته بود و حسن و حسين را با دو دستبند سيمين، آراسته بود. پيامبر خدا به هنگام برگشتن، به خانه فاطمه عليهاالسلام نيامد. فاطمه عليهاالسلام گمان كرد آنچه مانع از آمدن ايشان به خانه او شده، چيزهايى است كه ديده است . لذا پرده را پاره كرد و دو دستبند را از دو كودك گرفت و آنها را شكست. آن دو، گريه كنان نزد پيامبر خدا رفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله دستبندها را از آنها گرفت و گفت: «اى ثوبان! اينها را به فلان خانواده ـ كه خانوارى در مدينه بودند ـ برسان. من ناخوش مى دارم كه اهل بيت من، طيّبات خود را در زندگى دنيوى برگيرند. اى ثوبان! براى فاطمه، گردنبندى از عَصْب و دو دستبند از عاج بخر».
٣١٥١.المناقب ، ابن شهرآشوب ـ به نقل از ابو هُرَيره و ثوبان ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مسافرت خود را با ديدن فاطمه عليهاالسلام آغاز مى كرد و با ديدن او به پايان مى برد. يك بار، فاطمه عليهاالسلام براى آمدن پدر و همسرش پرده اى از كساى خيبرى آويخت. چون پيامبر صلى الله عليه و آله آن را ديد، از آن روى برتافت و خشم در چهره او پديدار شد تا اين كه كنار منبر نشست. فاطمه عليهاالسلام گردنبند و دو گوشواره و دستبندهاى خود و آن پرده را كَنْد و آنها را نزد پدرش فرستاد و گفت: اينها را در راه خدا صرف كن. چون پيك به نزد پيامبر خدا آمد، ايشان سه بار فرمود: «پدرش فداى او باد! خاندان محمّد كجا و دنيا كجا! آنها براى آخرت آفريده شده اند و دنيا براى ديگران آفريده شده است».
ح ـ جابر بن عبد اللّه
٣١٥٢.شواهد التنزيل ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا ، على و دو فرزندش و فاطمه عليهم السلام را فرا خواند و جامه خود را بر ايشان پوشاند و گفت: «بار خدايا! اينان، خاندان من هستند. اينان، خاندان من هستند».