حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩
چند نكته درباره اين سند
الف ـ تنها مستند سند مذكور، گفته شيخ عبد اللّه بن نور الدين بحرانى است كه بر فرض ثبوت، مى گويد: «به خطّ سيّد هاشم بحرانى ديدم...»؛ ولى معلوم نيست چه كسى ضامن صحّت تشخيص او در اين است كه آن خط، ضرورتا خطّ سيّد هاشم بحرانى بوده است . ب ـ سيّد هاشم بحرانى [١] كه اين سند منسوب به اوست، اين حديث را در كتاب هاى خود (تفسير البرهان و غاية المرام) نياورده است ـ اگرچه او در اين كتاب ها به جمع احاديث همّت داشته است، نه تصحيح آنها ـ بلكه آنچه آورده، سنداً و متناً مخالف آن چيزى است كه اين خط به او نسبت مى دهد. ج ـ بسيارى از محدّثان بزرگ، همچون: كلينى، طوسى، مفيد، طبرسى و ابن شهرآشوب كه در اين سلسله سند آمده اند، در كتب خود، حديث كسا را به گونه اى آورده اند كه در متن اين كتاب (حكمت نامه پيامبر صلى الله عليه و آله ) آمده است و مخالف متن حديث كساى شايع شده است. د ـ سلسله سندى كه براى اين حديث در حاشيه عوالم ذكر شده، [٢] به قدرى اشكال دارد كه اگر كسى كمترين اطّلاعى از علم رجال و طبقات محدّثان داشته باشد، نادرست بودن آن را آشكارا تشخيص مى دهد . ه ـ متن حديث ، علاوه بر اين كه مخالف همه متن هاى معتبر است ، سستى هايى دارد كه بر اهل درنگ و دقّت ، پوشيده نيست.
[١] . سيّد هاشم بن اسماعيل كَتْكانى بحرانى ، در كَتْكان از نواحى بحرين به دنيا آمد و در سال ١١٠٧ ق، از دنيا رفت . شرح حال نويسان، شخصيت علمى و عملى او را ستوده اند . او از شيخ حرّ عاملى ، اجازه نقل حديث داشت . گفته شده كه او ٧٥ كتاب تأليف كرد؛ امّا نوشته هايش از غلوّ و سستى خالى نيست (ر.ك: أعيان الشيعة : ج ١٠ ص ٢٤٩ ، أمل الآمل : ج ٢ ص ٣٤١ ، رياض العلماء : ج ٥ ص ٣١٠ ، العلّامة السيّد هاشم البحرانى، فارس تبريزيان) .[٢] . ر.ك: عوالم العلوم : ج ١١ ص ٩٣٠ (الحاشية الثانية) .