حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٩
١ / ٣
مَثَل دنيا
قرآن
«در حقيقت، مَثَلِ زندگى دنيا به سان آبى است كه آن را از آسمان فرو ريختيم . پس گياه زمين ـ از آنچه مردم و دام ها مى خورند ـ با آن درآميخت، تا آن گاه كه زمين ، پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند . شبى يا روزى فرمان [ ويرانى ] ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است. اين گونه ، نشانه ها[ ى خود ] را براى مردمى كه انديشه مى كنند ، به روشنى بيان مى كنيم» .
«و براى آنان ، زندگى دنيا را مَثَل بزن كه مانند آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم . سپس گياه زمين با آن درآميخت و [ چنان ]خشك گرديد كه بادها پراكنده اش كردند ؛ و خداست كه همواره بر هر چيزى تواناست» .
حديث
٣٨٢٩.الزهد ، حسين بن سعيد ـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد : «مردى بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد ، در حالى كه ايشان بر بوريايى خفته بود و بالشى از ليف خرما زيرِ سر داشت و آن بوريا و بالش بر بدن و گونه پيامبر صلى الله عليه و آله رد انداخته بود. مرد ، شروع به دست كشيدن [بر بوريا ]كرد و مى گفت: كسرا و قيصر به اين چيزها رضايت ندارند و بر بستر حرير و ديبا مى خوابند و تو بر چنين بوريايى؟! پيامبر خدا فرمود: سوگند به خدا كه من از آنها بهترم. به خدا سوگند كه من ، از آنان گرامى ترم. مرا چه به دنيا؟ حكايت دنيا، در حقيقت، حكايت مردى سواره است كه از درختى مى گذرد و آن درخت را سايه اى است و در سايه آن ، فرود مى آيد و چون سايه اش مى رود ، او مى كوچد و مى رود و درخت را رها مى كند » .
٣٨٣٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مَثَل اين دنيا، مَثَل جامه اى است كه از سر تا به تَه، دريده و در انتهايش به نخى آويخته است. زود است كه آن نخ نيز بگُسلد!