حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧
حديث
٣٤٨٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قيامت برپا نمى شود تا آن كه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، حكومت يابد.
٣٤٨٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دنيا به آخر نمى رسد ، تا آن كه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، بر عرب فرمان روايى يابد.
٣٤٨٦.ينابيع المودّة ـ به نقل از ابو ليلى ـ: پيامبر خدا به على عليه السلام فرمود: «تو با من، در بهشت خواهى بود و نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند، من هستم و تو و حسن و حسين و فاطمه...». سپس فرمود: «اى على! هشدار از كينه هايى كه [نسبت به تو] در سينه هاى برخى نهفته است و بعد از مرگ من، آنها را آشكار مى كنند. اينان را خدا و لعنت كنندگان، لعنت مى كنند». پيامبر صلى الله عليه و آله سپس گريست و فرمود: «جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه پس از من، اين عدّه به او (على) ستم مى كنند و اين ستم، همچنان ادامه مى يابد تا آن كه قائم آنان (اهل بيت) قيام كند و كارشان بالا گيرد و امّتْ بر محبّت و دوستى ايشان هم داستان شوند و دشمنانشان اندك شوند و كسانى كه آنان را ناخوش مى دارند، به ذلّت افتند و ستايندگانشان بسيار گردند. اين، زمانى است كه شهرها ديگرگون شوند و بندگان، ناتوان گردند و اميدى به گشايش باقى نَماند. در اين زمان، مهدى قائم از نسل من به همراه عدّه اى ظهور مى كند كه خداوند به واسطه آنان، حق را رو مى آورد و با شمشيرهاى ايشان، باطل را در هم مى شكند و مردم، داوطلبانه يا از ترس، پيروى مى كنند». سپس فرمود: «اى مردم! بشارت باد شما را به گشايش؛ چرا كه وعده خدا راست و تخلّف ناپذير است و حكم او برگشت ندارد، و اوست حكيم و آگاه. فتح خدا نزديك است. بار خدايا! آنان، خانواده من هستند. پس پليدى را از آنان بزُداى و كاملاً پاك و مطهّرشان گردان! بارخدايا! آنان را نگهدارى كن و با آنان باش و يارى شان ده و عزّتشان بخش و خوارشان مگردان و به جاى من، براى آنان باش كه همانا تو بر آنچه بخواهى، توانايى».
٣٤٨٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بشارت و بشارت (سه بار) ! حكايت امّت من، در حقيقت، حكايت بارانى است كه معلوم نيست آغازش بهتر است يا فرجامش. حكايت امّت من، در حقيقت، حكايت باغى است كه يك سال به گروهى ميوه مى دهد و سال بعد، به گروهى ديگر. شايد در آخر آن باغ، عدّه اى باشند كه آن جا داراى نهرى گسترده تر با طول و عرضى پهناورتر و ميوه هايى (/ دوستى اى) نيكوتر باشند. چگونه هلاك مى شود امّتى كه آغازش من هستم و بعد از من، دوازده سعادتمند و خِردمند هستند و مسيح، عيسى بن مريم عليهماالسلام، در آخر آن قرار دارد؟! امّا از بين اين امّت، كسانى كه دست به فتنه و كشتار زنند، نابود مى شوند. اينان، از من نيستند و من از آنان نيستم.