حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٣٤٦٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به زودى پس از من، اهل بيتم به وسيله امّتم با كشتار و آوارگى مواجه خواهند شد . همانا كينه توزترين قوم ما نسبت به ما ، بنى اميّه وبنى مغيره وبنى مخزوم اند.
٣٤٦٥.امام باقر عليه السلام : وقتى آيه: «روزى كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا مى خوانيم» نازل شد، مسلمانان گفتند: اى پيامبر خدا! مگر شما، پيشواى همه مردم نيستى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من، فرستاده خدا به سوى همه مردم هستم؛ ولى بعد از من، پيشوايانى الهى از اهل بيتم براى مردم خواهند بود كه در ميان مردم [به رهبرى] بر مى خيزند؛ ليكن [از سوى آنان ]تكذيب مى شوند و پيشوايان كفر و ضلالت و پيروانشان ، بر ايشان، ستم روا مى دارند. هر كه آنان را دوست بدارد و از ايشان پيروى كند و تصديقشان نمايد، از من است و با من است و مرا ملاقات خواهد كرد. آگاه باشيد كه هر كه به ايشان ستم روا دارد و تكذيبشان كند، از من نيست و با من نيست و من از او بيزارم».
٣٤٦٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حسن و حسين، بعد از پدرشان ، امامان امّت من و سَرور جوانان اهل بهشت اند و مادر آن دو، بانوى زنان جهان است و پدرشان سَرور اوصياست. از نسل حسين، نُه امام پديد مى آيد كه نهمينِ ايشان، قائم از نسل من است. اطاعت از ايشان، اطاعت از من است و نافرمانى از آنان، نافرمانى از من است. به خدا شكايت مى برم از كسانى كه فضل ايشان را انكار مى كنند و پس از من، حرمت آنان را مى شكنند. كافى است كه خدا، پشتيبان و ياور عترت و امامان امّت من باشد و انتقام گيرنده از منكران حقّ آنان. «و كسانى كه ستم كرده اند، به زودى خواهند دانست كه چه فرجامى در انتظار آنان است» .
٣٤٦٧.كفاية الأثر ـ به نقل از جُنادة بن ابى اميّه ـ: هنگامى كه حسن بن على عليهماالسلام در بستر بيمارى اى كه به درگذشت او انجاميد، افتاده بود، بر ايشان وارد شدم . ديدم در برابرش تشتى است و ايشان بر اثر زهرى كه معاويه به او خورانده بود، در آن تشت، خون استفراغ مى كرد. گفتم: مولاى من! چرا خودت را معالجه نمى كنى؟ فرمود: «اى عبد اللّه ! مرگ را با چه علاج كنم؟!». گفتم: إنّا للّه و إنّا إليه راجعون! رو به من كرد و فرمود: «به خدا سوگند، پيامبر خدا به ما سفارش فرمود كه اين امر (پيشوايى امّت) را دوازده امام از نسل على و فاطمه عليهماالسلام به عهده خواهند گرفت و هيچ يك از ما نيست ، مگر اين كه به او زهر خورانده مى شود و يا به قتل مى رسد». در اين هنگام، من تشت را برداشتم و ايشان ـ كه درودهاى خدوند بر او باد ـ تكيه داد.