حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
٣١١٧.المعجم الكبير ـ به نقل از يزيد بن حيّان، درباره زيد بن ارقم ـ: نزد او (زيد بن ارقم) رفتيم و گفتيم: تو خير ديده اى. صحابىِ پيامبر خدا بوده اى و پشتِ سر او نماز خوانده اى. زيد گفت: من خير ديده ام و مى ترسم كه براى شرّى مرگم به تأخير افتاده باشد. آنچه برايتان گفتم، بپذيريد و در آنچه خاموش ماندم، رهايش كنيد. پيامبر خدا در وادى اى ميان مكّه و مدينه برخاست و برايمان خطبه خواند. سپس فرمود: «من هم يك بشر هستم و به زودى فرا خوانده مى شوم و بايد از ميان شما بروم. دو چيز در ميانتان بر جاى مى گذارم: يكى كتاب خدا كه رشته [ اتّصال به] خدا در آن است. هر كه از اين پيروى كند، بر راه راست خواهد بود و هر كه آن را رها كند، در گم راهى خواهد بود ؛ و [ديگرى ]اهل بيتم. خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآور مى شوم». اين جمله را سه بار فرمود.
و ـ آخرين خطبه اى كه پيامبر ، ايراد كرد
٣١١٨.امام على عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله در آخرين خطبه خود كه در روز رحلتش به سوى خداوند عز و جلايراد كرد، فرمود: «من، دو چيز در ميان شما بر جاى نهاده ام كه تا وقتى به آنها تمسّك بجوييد، هرگز گم راه نخواهيد شد: كتاب خدا، و عترتم [يعنى] اهل بيتم. خداوند ريزبين و آگاه ، به من خبر داد كه اين دو ، هيچ گاه از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من در آيند ، همانند اين دو (دو انگشت نشانه اش را كنار هم نهاد)، و نمى گويم همانند اين دو (انگشت نشانه و ميانه اش را كنار هم گذاشت) كه يكى از ديگرى جلوتر باشد. پس، به اين دو ، چنگ زنيد تا نلغزيد و گم راه نشويد، و از آنها پيشى نگيريد كه به گم راهى در مى افتيد».