ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ١٧٤
١٠٣
ما حَجَبَ اللّه ُ
٥٦٤.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : ما حَجَبَ اللّه ُ عنِ العبادِ فَهُوَ مَوضوعٌ عَنْهُم . [١]
٥٦٥.عنه عليه السلام : إنّ اللّه يَحْتَجُّ علَى العِبادِ بما آتاهُمْ و عَرَّفَهُم . [٢]
(انظر) عنوان ٩٩ «الحجّة».
١٠٤
الاُصولُ المُختَلِفَةُ
٥٦٦.رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : حُكْمِي علَى الواحِدِ حُكْمي علَى الجَماعةِ . [٣]
٥٦٧.عنه صلى الله عليه و آله : إنّ النّاسَ مُسَلَّطونَ على أموالِهِم . [٤]
٥٦٨.عنه صلى الله عليه و آله : كلُّ ما كانَ في أصلِ الخِلْقةِ فَزَادَ أو نَقُصَ فهو عَيْبٌ . [٥]
٥٦٩.عنه صلى الله عليه و آله : المسلمونَ عندَ شُروطِهم . [٦]
٥٧٠.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أبْهِمُوا ما أبهمَهُ اللّه ُ . [٧]
٥٧١.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : قَضى رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله بينَ أهلِ المدينةِ في مَشارِبِ النَّخْلِ أنّه لا يُمْنَعُ نَقْعُ الشّيءِ ، و قضَى بينَ أهلِ الباديةِ أنّه لا يُمنعُ فَضْلُ ماءٍ لِيُمنعَ به فضلُ كَلاءٍ ، و قال : لا ضَرَرَ و لا ضِرارَ . [٨]
١٠٣
آنچه را خدا پوشيده داشته است
٥٦٤.امام صادق عليه السلام : هر چه را خداوند از بندگان پوشيده داشته، [تكليف و مسؤوليت] آن از گردنشان برداشته شده است.
٥٦٥.امام صادق عليه السلام : خداوند با آنچه به بندگان داده و به ايشان شناسانده است، بر آنان احتجاج مى كند.
١٠٤
اصول گوناگون
٥٦٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : حكم من درباره فرد، درباره جماعت نيز صادق است.
٥٦٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردم اختياردار ثروت خود هستند.
٥٦٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر چيزى كه در اصل خلقت وجود داشته باشد، كم يا زياد بودن آن عيب است. [٩]
٥٦٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمانان بايد به شروط خود پايبند باشند.
٥٧٠.امام على عليه السلام : آنچه را خداوند مبهم گذاشته است شما نيز مبهم گذاريد.
٥٧١.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى مردم مدينه درباره آبيارى نخلستان چنين حكم كرد كه نبايد مانع استفاده مردم از آب اضافى شد. و براى باديه نشينان چنين حكم كرد كه نبايد جلو آب اضافى را گرفت، تا اضافى مرتع گرفته شود [١٠] و فرمود: زيان رساندن به خود و ديگران ممنوع است.
[١] الكافي : ١/١٦٤/٣.[٢] الكافي : ١/١٦٤/٤.[٣] بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٤.[٤] بحار الأنوار : ٢/٢٧٢/٧.[٥] بحار الأنوار : ٢/٢٧٥/٢٤ .[٦] بحار الأنوار : ٢/٢٧٧/٣٠ ، اُنظر العهد : باب ٢٩١٨.[٧] عوالي اللآلي : ٢/١٢٩/٣٥٥.[٨] بحار الأنوار : ٢/٢٧٦/ ٢٨ ، انظر الضرر : باب ٢٣٣٧ و الكافي: ٥/٢٩٤/٦.[٩] فقيهان از اين حديث براى خيار عيب در معامله استفاده كرده و زيادت و نقصان نسبت به اصل خلقت را عيب دانسته اند ـ م .[١٠] لسان العرب ذيل ماده «كلأ» اين حديث را آورده و چنين توضيح مى دهد كه اگر در بيابان چاه يا چشمه آبى باشد و در نزديكى آن چراگاه و مرتعى وجود داشته باشد و كسى بيايد و آن چاه يا چشمه را در اختيار بگيرد و اجازه ندهد كه ديگران از آب آن استفاده كنند، با اين كار خود از چراى مرتع نيز جلوگيرى كرده است ؛ زيرا وقتى كسى شتر خود را در آن مرتع بچراند اما اجازه نداشته باشد شتر خود را از آب آن چاه سيراب كند، شتر از تشنگى خواهد مرد . پس كسى كه جلو استفاده ديگران از آب چاه را مى گيرد، طبيعتا مانع استفاده ديگران از چراگاه نزديك آن چاه نيز مى شود ـ م.