دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٤
درآمد
اُنس ، در لغت
واژه «اُنس» در لغت ، ضدّ «نُفور (گريز)» و به معناى «آرام يافتن به چيزى» و «خو گرفتن» و «دل بستگى» به آن است . راغب اصفهانى در تبيين معناى «اُنس» مى گويد : الاُنسُ خِلافُ النُّفورِ . [١] اُنس (آرام يافتن با چيزى) ، خلاف نُفور (رميدن) است . همچنين ابن فارس ، اين واژه را چنين ريشه يابى مى نمايد : الهَمزَةُ وَ النّونُ وَ السّينُ أصلٌ واحِدٌ ، وَ هُوَ ظُهورُ الشَّى ءِ ، وَ كُلُّ شَى ءٍ خالَفَ طَريقَةَ التَّوَحُّشِ ... وَ الاُنسُ : اُنسُ الإِنسانِ بِالشَّى ءِ إذا لَم يَستَوحِش مِنهُ . [٢] همزه و نون و سين ، يك ريشه معنايى دارد و آن ، آشكار شدن چيزى است ، و هر چيزى كه خلاف طريقه توحّش باشد ... . اُنس، خو گرفتن انسان با چيزى است ، زمانى كه از آن ، وحشت نداشته باشد . بر اين پايه ، چون خو گرفتن و دل بستگى و الفت يافتن نسبت به چيزى (بر خلاف نفرت و وحشت از آن) ، موجب نزديكى و نمايان شدن آن مى گردد ، «اُنس» ناميده مى شود .
[١] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٩٤ مادّه «انس» . [٢] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ١٤٥ مادّه «انس» .