دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠
ايمان ، اقرار زبانى و عمل به جوارح است . دسته چهارم . احاديثى كه ايمان را به عمل كردن به مقتضاى باور قلبى ، تفسير كرده اند ، مانند : الإِيمانُ ، عَمَلٌ كُلُّهُ ، وَ القَولُ بَعضُ ذلِكَ العَمَلِ . [١] ايمان ، همه اش عمل است و اقرار ، بخشى از آن عمل است . گفتنى است كه اين احاديث ، ناظر به عقيده مرجئه هستند كه التزام عملى را شرط تحقّق ايمان نمى دانستند . همه آيات و احاديثى كه پايبندى به اوامر و نواهى الهى را شرط تحقّق ايمان واقعى مى دانند ، يا آثار و علايمى را براى ايمان حقيقى ارائه مى كنند ، در كنار اين طايفه از احاديث قرار دارند . دسته پنجم . احاديثى كه ايمان را به باور قلبى اى تفسير كرده اند كه عمل صالح ، آن را تصديق كند ، مانند : لكِنَّ الإِيمانَ ، ما خَلَصَ فِى القَلبِ وَ صَدَّقَهُ الأَعمالُ . [٢] ايمان ، چيزى است كه در دل ، خالص شود و اعمال ، آن را تصديق كنند . با تأمّل در طوايف پنجگانه احاديثى كه بدانها اشاره شد، معلوم مى گردد كه اختلافى ميان آنها نيست و همگى به يك نكته اشاره دارند و آن ، عبارت است از همان معنايى كه در طايفه پنجم از احاديث ذكر شد ، بدين سان كه ايمان ، همان تصديق حقيقىِ قلبى است ، و اقرار زبانى و اعمال شايسته ، تصديق عملىِ آن باور قلبى هستند . به سخن ديگر ، اقرار و عمل ، نشانه حقيقت داشتن باور قلبى و شرط اثباتىِ آن به شمار مى آيند . بنا بر اين ، احاديثى كه بدانها اشاره شد ، مفسّر و مبيّن همان جمع بندى اى هستند كه در تعريف ايمان از نگاه قرآن ، گفته شد . همچنين
[١] ر . ك : ص ٤٤ ح ٢٦ . [٢] ر . ك : ص ٥٠ ح ٣٩ .