دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨
مى كند، مى توان چنين تعريف كرد : ايمان ، عبارت است از تصديق حقايقى كه پيامبر خاتم از جانب خداوند ، براى هدايت انسان ها آورده ، همراه با باور قلبى و التزام عملى . از اين رو ، قرآن كريم با صراحت ، ايمان را از كسانى كه التزام عملى به آن ندارند ، نفى مى كند و مؤكّدا آنان را مؤمن نمى داند ، چنان كه مى فرمايد : «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِى أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا . [١] ولى چنين نيست ! به پروردگارت سوگند كه ايمان نمى آورند، مگر آن كه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است ، داور گردانند و سپس از حكمى كه كرده اى ، در دل هايشان احساس ناراحتى [ و ترديد ] نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند» . امّا باور قلبى بدون تصديق زبانى و التزام عملى ، علم است نه ايمان ، چنان كه قرآن در باره فرعونيان مى فرمايد : «وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا . [٢] و با آن كه دل هايشان بِدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبّر ، آن را انكار كردند» .
[١] نساء : آيه ٦٥ . [٢] نمل : آيه ١٤ .