دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣
٧٧.امام كاظم عليه السلام : در يكى از جنگ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله ، گروهى نزد ايشان آمدند . پيامبر خدا پرسيد : «آقايان كيستند ؟». گفتند : جمعى مؤمن ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «نشانه ايمانتان چيست؟». گفتند : شكيبايى در گرفتارى ، سپاس گزارى در برخوردارى ، و خرسندى به قضا[ى الهى] . پيامبر خدا [ در وصف آنان] فرمود : «خردمندانى دانا كه از [شدّت] دانايى ، نزديك است كه پيامبر باشند ! اگر راست مى گوييد ، پس مسازيد آنچه را كه در آن ساكن نمى شويد ، و گرد مياوريد آنچه را كه نمى خوريد ، و از خدايى كه به سوى او باز مى گرديد ، پروا بداريد» .
٧٨.دعائم الإسلام : نقل شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى از انصار گذشت كه در اتاقى جمع بودند . به آنان سلام گفت و ايستاد و فرمود : «شما چگونه ايد ؟» . گفتند : مؤمن ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «آيا براى سخن خود ، دليلى هم داريد؟». گفتند : آرى . فرمود : «بگوييد» . گفتند : خداوند را در هنگام برخوردارى ، سپاس مى گوييم و در گرفتارى ، شكيب مى ورزيم و به قضا[ى الهى] خرسنديم . پيامبر خدا فرمود : «در اين صورت ، چنانيد كه گفتيد» .
٧٩.تنبيه الخواطر : آورده اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى گذشت و به آنان فرمود : «شما كيستيد ؟». گفتند : جمعى مؤمن . فرمود : «نشانه ايمانتان چيست؟». گفتند: بر گرفتارى مى شكيبيم، در برخوردارى سپاس مى گزاريم، و به قضا خرسنديم. پيامبر خدا فرمود : «به خداى كعبه سوگند كه مؤمنيد» .
٨٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بنده ، مؤمن كامل نيست ، مگر آن گاه كه حتّى به شوخى دروغ نگويد ، و مجادله نكند ، اگر چه حق با او باشد .