دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
٦١١.امام على عليه السلام : بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه مؤمن ، شب و روز ، به نفْس خويش بدگمان است . از اين رو، پيوسته بر آن خرده مى گيرد و از او كارِ [نيكِ ]بيشتر مى طلبد .
٦١٢.امام على عليه السلام ـ به كميل بن زياد ـ :اى كميل! خوى خوش مؤمن ، فروتنى است ، زيباى اش مهربانى ، شرافتش دلسوزى ، و عزّتش وا نهادن قيل و قال [و بحث هاى بى حاصل] .
٦١٣.بحار الأنوار ـ به نقل از ابو ذر ـ :به امير مؤمنان گفتم : اى امير مؤمنان ! مؤمن كيست و حدّ و مرز او چيست تا بشناسمش؟ فرمود : «اى ابو عبد اللّه !» . گفتم : گوش به فرمانم ، اى برادر پيامبر خدا ! فرمود : «مؤمنِ آزموده [به بلا و راستين] ، كسى است كه هيچ چيزى در باره [فضايل] ما به او نمى رسد ، مگر آن كه سينه اش براى پذيرش آن ، گشايش مى يابد [و با اطمينان خاطر ، آن را مى پذيرد] و شك و ترديد نمى كند» .
٦١٤.امام على عليه السلام ـ در وصف مؤمن ـ :مؤمن ، شادى اش در چهره اوست و اندوهش در دلش . سينه اش از هر چيزى فراخ تر است و نَفْسش از هر چيزى رام تر و زبون تر . مقام را ناخوش مى دارد و شهرت را دشمن . اندوهش دراز است و همّتش بلند . بسيار خموش است و اوقاتش پُر . سپاس گزار است و شكيبا . غرق در انديشه خويش است و به دوستى خود [با ديگران] بخيل است . نرم خو و رام و آرام است . روحيّه [واراده]اش سخت تر از سنگ است ، و خودش رام تر از بَرده .