دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩
٤٩١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمن از يك سوراخ ، دو بار نيش نمى خورد .
٤٩٢.عوالى اللآلى : ابو غرّه جُمَحى در جنگ بدر ، اسير شد . به پيامبر خدا گفت : اى محمّد ! من شخصى عيالوارم . بر من منّتى نِه [و آزادم كن] . پيامبر صلى الله عليه و آله او را آزاد كرد ، به شرط آن كه دوباره به جنگ نيايد . او به مكّه رفت و گفت : محمّد را بازى دادم و آزادم كرد . او در روز اُحُد ، به جنگ [ با مسلمانان] باز آمد . پيامبر خدا دعا كرد كه نگريزد . از اين رو ، به اسارت افتاد . باز گفت : من عيالوارم . بر من منّتى نِه . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «تا به مكّه روى و در انجمن قريش بگويى : محمّد را بازى دادم؟! مؤمن از يك سوراخ، دو بار گزيده نمى شود» و با دست خود ، او را كشت .
٤٩٣.امام على عليه السلام : مؤمن ، بيدار و چشم به راه و بيمناك است و منتظر يكى از دو نيكى [شهادت يا پيروزى] است .
ز ـ هم سخنى با فرشتگان
٤٩٤.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ:مؤمن ، هم سخن فرشتگان است .
٤٩٥.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از عُبَيد بن هلال ـ:شنيدم كه امام رضا عليه السلام مى فرمايد : «من دوست دارم كه مؤمن ، محدَّث باشد» . گفتم : محدَّث ، يعنى چه؟ فرمود : «يعنى مُفهَّم (تفهيم شده / فهميده)» .