دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥
كسانى كه باطل را باور دارند و به خداوند كافر اند ، آنان همان زيانكاران اند» . و نيز : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ . [١] آيا كسانى را كه از كتاب [ آسمانى ] ، نصيبى يافته اند ، نديده اى، كه به «جِبت» و «طاغوت» ، ايمان دارند» . راغب اصفهانى در تبيين كاربرد «ايمان» در مورد اخير مى گويد : فذلك مذكور على سبيل الذمّ لهم ، و أنّه قد حصل لهم الأمن بما لا يقع به الأمن ، إذ ليس من شأن القلب ـ ما لم يكن مطبوعا عليه ـ أن يطمئنّ إلى الباطل ، وإنّما ذلك كقوله : «مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» [٢] و هذا كما يقال : إيمانه الكفر و تحيَّته الضرب و نحو ذلك . [٣] از ايمان آنان [به جبت و طاغوت] براى سرزنش آنها ياد شده است و اين كه آنها با چيزى آرامش يافتند كه مايه آرامش نيست ؛ زيرا دل ـ تا وقتى كه [ سراسر تيرگى نشده و] مهر باطل نخورده باشد ـ چنين ويژگى اى ندارد كه به باطل اطمينان و آرامش يابد و اين ، همانند آن سخن خداوند است كه : «هر كه سينه اش به كفر گشاده گردد ، خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود» و نيز همانند آن است كه گفته مى شود : «ايمانش كفر است و شادباشش كتك كارى!» و امثال آن .
دو. ايمان ، از نگاه قرآن
همان طور كه ملاحظه شد ، در همه مواردى كه گذشت ، قرآن ، كلمه «ايمان» را در معناى لغوىِ آن ، يعنى «تصديق» ، به كار برده است ، با اين تفاوت كه گاه اين واژه ،
[١] نساء : آيه ٥١ . [٢] نحل : آيه ١٠٦ . [٣] مفردات ألفاظ القرآن : ص ٩١.