دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٨
ثانيا ، اين گونه كتاب ها، در پاره اى از موارد ، گزارش هاى خود را به منابع معتبر ، مستند مى كنند ؛ امّا با مراجعه به منابع ياد شده ، مشخّص مى شود كه استناد آنها اشتباه است . {-٢-}
اقسام گزارش ها در منابع متأخّر
گزارش هاى منابع متأخّر را به سه دسته مى توان تقسيم كرد : دسته اوّل ، گزارش هايى كه خلاف واقع بودن آنها ، روشن و قطعى است ؛ مانند : شمارى از مطالب كتاب هاى روضة الشهدا ؛ أسرار الشهادة و المنتخب طُرَيحى و ساير منابع متأخّر ضعيفى كه در مقدّمه اين دانش نامه به آنها اشاره شد و در مبحث «آسيب شناسى مرثيه سرايى» ، ريشه يابى مي گردد . [٢] دسته دوم ، گزارش هايى كه متن آنها ايرادى ندارد ؛ ولى نه تنها دليلى بر صحّت آنها ارائه نشده ، بلكه به دليل آن كه در منابع اصلى ديده نمى شوند و در كنار مطالبى قرار دارند كه دروغ بودن آنها واضح است ، واقعيت داشتن آنها ، جدّا مورد ترديد است . دسته سوم ، گزارش هايى كه در منابع اصلى تاريخى و حديثى نيز وجود دارند . به نظر ما ، تنها دسته سوم از گزارش هاى منابع متأخّر ، قابل نقل و استنادند ، و اگر كسانى اين نظريه را نمى پذيرند و به دليل هيجان انگيز بودن متفرّداتِ منابع ضعيف و مؤثّر بودن آنها در گرم كردن مجالس ، نمى توانند از نقل آنها صرف نظر كنند ،
[١] مانند ماجراى ترك صحنه كربلا توسّط برخى ياران امام عليه السلام در شب عاشورا كه الدمعة الساكبة (ج ٤ ص ٢٧١) از كتاب نور العين نقل مى كند ؛ ولى در اين كتاب ، يافت نشد و يا به احتضار افتادن امام عليه السلام هنگام ميدان رفتن على اكبر كه معالى السبطين (ج ١ ص ٢٥٤) از شيخ جعفر شوشترى نقل مى كند كه در كتاب هاى وى ، يافت نشد و يا سه شعبه بودن تيرى كه به على اصغر اصابت كرد كه تذكرة الشهداء (ص ٢١٨) از مقتل منسوب به ابو مخنف نقل مى كند و در آن پيدا نشد .[٢] مانند ماجراى هلال بن نافِع در شب عاشورا ، كه كتاب الدمعة الساكبة (ج ٤ ص ٢٧٢) به شيخ مفيد رحمه الله نسبت مى دهد ؛ ولى در هيچ يك از كتاب هاى مفيد و غير او از قدما ، چنين مطلبى نيامده است .[٣] ر . ك : ج ٩ ص ٣٣٣ (بخش يازدهم / درآمد) .[٤] «از چيزى كه نمى دانى ، پيروى نكن» (اسرا : آيه ٣٦) .