دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
٢١٩١.الإرشاد : هنگامى كه دشمنان از چرخاندن سر حسين عليه السلام در كوفه فراغت يافتند ، آن را به درِ كاخ باز گرداندند و ابن زياد ، آن را به زَحر بن قيس سپرد و سرهاى ياران امام حسين عليه السلام را نيز به او سپرد و او را به سوى يزيد ـ كه لعنت هاى خدا و لعنت كنندگان در آسمان ها و زمين ها بر او و پدرش باد ـ فرستاد . ابو بُردة بن عوف اَزدى و طارق بن ابى ظبيان را نيز با گروهى از كوفيان ، همراه او روانه كرد ، تا آن كه با آن سرها در دمشق بر يزيد وارد شدند .
٢١٩٢.البداية و النهاية : هيچ شهيدى كشته نشد ، جز آن كه سرش را جدا كردند و آن را نزد ابن زياد آوردند . او هم آنها را براى يزيد بن معاويه در شام فرستاد .
٢١٩٣.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ـ به نقل از عِكرِمة بن خالد ـ: سر حسين عليه السلام را براى يزيد بن معاويه در دمشق آوردند و نصب كردند . يزيد گفت : نعمان بن بشير را برايم بياوريد . هنگامى كه نعمان آمد ، يزيد گفت : آنچه را عبيد اللّه بن زياد كرده است ، چگونه ديدى؟ نعمان گفت : جنگ ، دست به دست مى شود . يزيد گفت : ستايش ، خدايى را كه او را كشت ! نعمان گفت : امير مؤمنان ، كشتن حسين را دوست نداشت . و مقصودش [از امير مؤمنان] ، معاويه بود . يزيد گفت : اين ، پيش از شورش او بود و اگر بر معاويه مى شوريد ، به خدا سوگند ، او نيز اگر مى توانست ، وى را مى كشت .
ر . ك : ص ٢١٩ (فصل هفتم / روانه كردن خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به شام) و ج ٧ ص ٢٤١ (بخش هشتم / فصل نهم / احوال امام عليه السلام در لحظه هاى پايانى زندگى) و ص ٢٦٥ (فصل نهم / قاتل امام عليه السلام در گزارش ها) .