دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩
اى كوفيان! اى اهل مكر و حيله ! و اى دغلكاران بى وفا! هان كه اشكتان ، هرگز خشك نشود و صداى [ناله]تان ، هيچ گاه فرو خفته مباد! مَثَل شما ، مَثَل زنى است كه «رشته خود تابيده اش را پس از محكم كردن ، از هم مى گسست ...» . [١] واى بر شما! آيا مى دانيد چه جگرى از محمّد صلى الله عليه و آله سوزانديد و چه عهدى شكستيد و چه زنان عزيزى از او را [به اسارت] خارج كرديد و چه حرمتى از او شكستيد و چه خونى از او ريختيد؟! [٢] او به راستى ، زبان على عليه السلام به كام داشت و چون در قالب جملاتى هيجانبار سخن گفت ، مردمانى كه بارهاى بار ، خطابه هاى مولا عليه السلام را شنيده بودند ، كلام و خطابه هاى على عليه السلام را به عيان مى ديدند ، و كسى گفت: «به خدا سوگند ، زنِ باحيايى چنين سخنور ، نديده بودم . گويى زبان على عليه السلام در كام دارد» . و چون ابن زياد ، مست از جام كبر و نخوت و درنده خويى ، به آل اللّه ، دشنام داد ، با كلماتى جاودانه ، هِيمنه دروغين او را در هم شكست و از جمله گفت : به جانم سوگند ، بزرگم را كُشتى و خاندانم را هلاك كردى و شاخه ام را بُريدى و ريشه ام را از بيخ و بُن درآوردى . اگر اين ، دلِ تو را خُنَك مى كند ، اينك دلت خُنَك شد! [٣] و آن گاه كه يزيد با تكيه بر جايگاه خلافت و در جمع بزرگان قوم ونمايندگان ملل، براى نشان دادن قدرت حاكميتش و زهرِ چشم گرفتن از ديگران ، با سفاهت ، سخن گفت و از جمله ، كشته شدن پاكْ نهادان را به خداوند نسبت داد ، زينب عليهاالسلام ، شكوهمند و پُرخروش به پا خاست و با سخنان خود ، بر گوش يزيد كوبيد . از جمله ، در آن سخنرانى خود گفت :
[١] نحل ، آيه ٩٢ .[٢] ر . ك : ص ١٢٣ ح ٢٢٧٧ .[٣] ر . ك : ص ١٥٦ ح ٢٢٩٤ .