دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٥
٣٢٨.تاريخ بغداد ـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: من و پدرم عبّاس بن عبد المطّلب ، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه على بن ابى طالب عليه السلام در آمد و سلام داد . پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ سلامش را داد و با او خوش رويى كرد و جلويش برخاست و دست در گردنش انداخت و ميان دو چشمش را بوسيد و او را در سمت راست خود نشاند . عبّاس گفت : اى پيامبر خدا! آيا اين مرد را دوست دارى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى عموى پيامبر خدا! به خدا سوگند ، خدا او را بيشتر از من دوست دارد . خداوند ، ذريّه هر پيامبر را در پشتش قرار مى دهد و ذريّه مرا در پشت اين ، قرار داده است» .
ب ـ من ، پدر فرزندان فاطمه ام
٣٢٩.المعجم الكبير ـ به نقل از عمر بن خطّاب ، از پيامبر خدا صلى الله: عَصَبه (تَبار) [١] فرزندان هر زنى ، خويشاوندان پدرى اويند ، جز فرزندان فاطمه كه من ، عَصَبه و پدر آنان هستم .
٣٣٠.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از يحيى بن علاء ، از امام صادق ، از پدرش: پسران هر مادرى را عَصَبه اى است كه به آنها مى رسند ، مگر دو پسر فاطمه كه من ، ولىّ و عَصَبه آنان هستم .
[١] عَصَبه ، همان خويشاوندان پدرى هستند كه نزد عرب ، خويشاوندان اصلى فرزند به شمار مى روند .