دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٥
٤ / ٢
غذا خوردن از دست پيامبر صلّي الله عليه و آله
١١٦.كفاية الأثر ـ به نقل از سلمان فارسى ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمدم . حسن و حسين عليهماالسلامغذا مى خوردند . پيامبر صلى الله عليه و آله يك بار در دهان حسن عليه السلام لقمه مى نهاد و يك بار در دهان حسين عليه السلام . چون غذا خوردن تمام شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، حسن عليه السلام را بر گردن و حسين عليه السلام را بر روى ران خود نهاد و سپس فرمود : «اى سلمان ! آيا اينان را دوست دارى؟» . گفتم : اى پيامبر خدا ! چگونه آنها را دوست نداشته باشم ، در حالى كه نزد تو چنين جايگاهى دارند؟! فرمود : «اى سلمان ! هر كس اينان را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد ، خدا را دوست داشته است» . سپس دستش را بر شانه حسين عليه السلام نهاد و فرمود : «او ، امام پسر امام است . نُه تن از نسل او ، امامانى نيك و امين ومعصوم اند و نهمينِ آنان ، قائمِ (قيام كننده) ايشان است» .
٤ / ٣
بازى پيامبر صلّي الله عليه و آله با او
١١٧.تاريخ دمشق ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: با اين دو گوش خود شنيدم و با همين دو چشم خود ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، حسن يا حسين عليهماالسلام را با دو دست خود گرفته بود و در حالى كه پاهايش روى پاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود ، برايش مى خواند : «كوچولو ، اى كوچولو ! بالا بيا ، چشم كوچولو!» و كودك بالا مى آمد تا آن كه پاهايش را روى سينه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى نهاد . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به او گفت : «دهانت را باز كن» و دهانِ او را بوسيد و گفت : «خدايا! من ، او را دوست دارم . تو هم او را دوست بدار» .