دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩
١٢١.صحيح ابن حبّان ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله زبانش را براى حسين عليه السلام بيرون مى آورد و او ، سرخىِ آن را مى ديد و از آن ، شاد مى شد . [ روزى ] عُيَينة بن بدر به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : ببين كه با اين ، چه كار مى كند ! به خدا سوگند ، من فرزند دارم و تا به هنگام در آمدن موى صورتش او را نبوسيده ام . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آن كه رحم نكند ، به او رحم نمى شود!» . [١]
١٢٢.المعجم الكبير ـ به نقل از جابر ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمدم ، در حالى كه چهار دست و پا مى رفت و حسن و حسين عليهماالسلامرا بر پشت خود ، سوار كرده بود و مى فرمود : «چه شتر خوبى داريد و چه بارهاى خوبى هستيد!» . [٢]
٤ / ٤
بهترين سوار
١٢٣.سنن الترمذى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله ، حسين بن على عليه السلام را روى گردنش نهاده بود . مردى گفت : چه مَركب خوبى سوار شده اى ، اى پسر ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «و چه سوار خوبى است او!» [٣] . [٤]
[١] در موارد الظمآن ، اين ماجرا براى حسن عليه السلام ذكر شده است .[٢] سيّد حِميَرى ، اين ماجرا را به شعر در آورده است : پيامبر صلى الله عليه و آله نزد حسن و حسين عليهماالسلام آمد / در حالى كه چاشتگاه ، براى بازى بيرون آمده بودند . آن دو را به خود چسباند و قربان صدقه شان رفت / و چنين جايگاهى نزد او داشتند . شانه هاى خود را زير آنها گسترد / چه خوش مركوبى و چه نيكو سوارانى ![٣] گمان نرود كه اين گونه تعبيرها ، اهانت به حريم پيامبر صلى الله عليه و آله است ؛ زيرا عرف آن روزگار ، از اين تعبيرها ، معناى مَجازى و مقصود كنايى آن را مى فهميده و آنها را توهين نمى دانسته است .[٤] در المستدرك على الصحيحين و اُسد الغابة و تاريخ دمشق ، اين ماجرا را براى امام حسن عليه السلام ذكر كرده اند .