دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩
فصل پنجم : همسران
بر پايه گزارش منابع تاريخى ، امام حسين عليه السلام در طول زندگى ، با پنج زن ، ازدواج كرده است كه در اين جا به شرح كوتاهى در باره آنان مى پردازيم .
٥ / ١
شهرْبانو
طبق نظر مشهور ، شهربانو دختر يزدْگِرد (آخرين پادشاه ساسانى)، همسر امام حسين عليه السلام و مادر امام زين العابدين عليه السلام است. [١] ابن شهر آشوب ، وى را مادر على اصغر نيز معرفى مى كند . همچنين گفته شده است كه وى مادر زينب و اُمّ كلثوم ، بوده كه در كودكى از دنيا رفته اند . بجز شهربانو ، نام هاى ديگرى نيز براى مادر امام زين العابدين عليه السلام ، در منابع ، ثبت شده اند ، از قبيل: شهربانوا، شهربان، شهربانويِه [٢] ، شاهْ زنان [٣] ، شهْ زنان [٤] ، غزاله [٥] ، سَلامه [٦] ، سُلافه [٧] ، جهان بانويِه، جهان شاه، جيهان شاه، حُلوة [٨] ، خوله، بَرّه، حرار، سِنديّه، جَيّده، جَيداء [٩] ، ساره، فاطمه ، مريم ، و سيّدة النساء . [١٠] در توجيه و تبيين اسامى متعدّد، چند وجه مى توان بيان كرد: ١ . برخى از اين نام ها به يك نام بر مى گردد كه به لهجه هاى مختلف ، بيان شده است . ٢ . برخى نام ها ، تصحيف يا مُخفَّف يا ترجمه شده اند ، مانند: شاه زنان و شه زنان، شاهْ زنان و سيّدة النساء ، جهان شاه و جيهان شاه، شهربان و شهربانو ، شهربانوا و شهربانويه، سُلافه و سَلامه، خَلوه و خَوله و حُلوه. ٣ . برخى نام ها را امام على عليه السلام يا امام حسين عليه السلام پس از اسارت، بر وى نهاده اند و در برخى مصادر ، بدانها اشاره شده است ، كه برخى مى توانند لقب باشند ، نه اسم. در چگونگى ازدواج شهربانو با امام حسين عليه السلام ، گفته اند كه وى پس از شكست سپاه ايران ، به اسارت مسلمانان در آمد و امام حسين عليه السلام با وى ، ازدواج كرد. تاريخ اسارت و زمان ازدواج را برخى منابع ، دوران خلافت عمر ، برخى زمان خلافت عثمان و برخى عصر حكومت امام على عليه السلام دانسته اند. از زمان ولادت وى ، اطّلاعى در دست نيست و برخى نقل ها ، وفات وى را زمان ولادت امام زين العابدين عليه السلام دانسته اند. برخى نيز مى گويند كه آزاد شده (وابسته) امام حسين عليه السلام به نام زبيد ، پس از شهادت ايشان با او ازدواج كرد و فرزندى به نام عبد اللّه به دنيا آورد؛ ولى از مقدار عمر او اطّلاعى در دست نيست. در مقابل رأى مشهور، برخى مصادر، مادر امام زين العابدين عليه السلام را شاهْ زنان دختر شيرويِه پسر خسرو پرويز ، برخى بَرّه دختر نوشجان و برخى دختر سبحان يا صنجان ، برادرزاده ماهويِه (مرزبانِ مرو) ، دانسته اند. برخى محقّقان ، اين رأى را كه مادر امام زين العابدين عليه السلام شهربانو دختر يزدگرد باشد ، با توجّه به اختلاف شديد منابع و پاره اى ناسازگارى هاى درونى گزارش ها، به شدّت ، مورد ترديد قرار داده اند، گرچه در مقابل اين ترديد، هيچ نظريّه ديگرى را مطرح نساخته اند. [١١]
[١] بعضى نقل ها ، مادر امام زين العابدين عليه السلام را «امّ ولد (كنيزِ بچه دار شده از مولاى خود)» معرّفى مى كنند و به آبا و اجداد وى اشاره نمى كنند و فقط به اسم او اشاره دارند و بعضى نقل ها به آبا و اجداد او نيز اشاره مى كنند . بعضى نقل ها هم فقط او را امّ ولد دانسته اند و هيچ اشاره اى به اسم وى نكرده اند .[٢] در الكافى و بصائر الدرجات آمده است : «امام على عليه السلام نام جهان شاه را به شهربانويه تبديل كرد» . ر. ك: ص ٢٦٩ ح ١٥٧.[٣] ابن عِنَبه در عمدة الطالب (ص ١٩٢) ، اين نام را مشهور دانسته است .[٤] در مجموعة نفيسة (تاريخ مواليد الأئمّة و وفياتهم) آمده است : و على عليه السلام او را شهْ زنان ناميد .[٥] در الطبقات الكبرى و صفة الصفوة و تذكرة الخواصّ و مطالب السؤول و كشف الغمّة آمده است : «او امّ ولد و نامش غزاله بود» و ابن فُندق بيهقى در لباب الأنساب و يعقوبى در تاريخش آورده اند : «حسين عليه السلام او را غزاله ناميد» .[٦] در سير أعلام النبلاء آمده : «او امّ ولد و نامش سلامه ، دختر پادشاه فارس ، يزدگرد بود» و در طبقات خليفة بن خيّاط آمده : «او دختر جوانى بود كه به او سلامه مى گفتند» ، و در تذكرة الخواصّ آمده است : «و گفته شده نامش امّ سلمه بود» .[٧] در تاريخ الطبرى آمده است : «او امّ ولد بوده است و على بن محمّد مى گويد : او را سلافه مى خواندند» ، و در ربيع الأبرار و الكامل مبرّد ، آمده است : «او از فرزندان يزدگرد بود» .[٨] در مجموعة نفيسة (تاريخ الأئمّة) آمده است : او حلوه نام داشت و گفته مى شود او دختر نوشجان بوده است .[٩] در تاريخ الطبرى ، اين نام با عبارت «گفته مى شود» آمده است .[١٠] نام هاى ديگرى هم هست كه برخى منابع ، آنها را آورده اند ، مانند : شاه آفريد ، كيهان بانويه .[١١] از جمله مرحوم سيّد جعفر شهيدى ، در كتاب چراغ روشن در دنياى تاريك يا زندگانى امام سجّاد عليه السلام ، به شدّت ، اين مسئله را رد مى كند . خلاصه دلايل ايشان در ردّ اين مطلب ، اينهاست : ١ . اختلاف در نام شهربانو ؛ ٢ . اختلاف در نام پدر وى ؛ ٣ . اختلاف در زمان اسارت وى ؛ ٤ . يزدگرد ، خانواده اش را دور از جنگ ، نگه مى داشته است . بنا بر اين ، احتمال اسارت آنها منتفى بوده است ؛ ٥ . نام شهربانو ، از اواخر قرن سوم ، مطرح شده است ؛ ٦ . يزدگرد ، در سال سى ام هجرى در زمان خلافت عثمان ، كشته شد . لذا اسارت دخترانش در زمان عمر ، با استبعاد بيشترى همراه است و ... . در مجموع ، استدلالات ايشان ، هر چند قابل توجّه است ، ولى در حدّى نيست كه بتواند اين ماجراى مشهور را رد و ابطال كند ؛ چرا كه اوّلاً اختلاف در نام و نام پدر و زمان اسارت ، نمى تواند اصل ماجرا را ابطال كند و به هر حال ، همه نقل ها در اين كه از خاندان شاهنشاهى ايران ، بانويى اسير مى شود و به ازدواج امام حسين عليه السلام در مى آيد ، متّفق اند . ثانيا قرائنى هم كه ايشان براى رد مى آورند ، نوعا مستنداتى تاريخى اند كه از مطالب مسلّم نيستند و قوى تر از نقل هايى نيستند كه مضمون آنها اسارت شاهدختِ ايرانى است .گفتنى است كه اشكالات مرحوم سيّد جعفر شهيدى ، توسّط احمد مهدوى دامغانى ، در كتاب شاهدخت والا گُهر شهربانو ، به گونه اى علمى و روشمند ، پاسخ داده شده اند .