دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩
٤ / ١
از هيچ زنى شير نخورد
١٠٩.الكافى ـ به نقل از محمّد بن عمرو زيّات ، از يكى از راويا: حسين عليه السلام ، نه از فاطمه عليهاالسلام و نه از هيچ زن ديگرى شير نخورد ؛ بلكه او را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آوردند و ايشان انگشت شست خود را در دهان او مى گذارد و حسين عليه السلام به اندازه اى مى مكيد كه دو سه روزش را كفايت مى كرد . از اين رو ، گوشت حسين عليه السلام از گوشت و خون پيامبر صلى الله عليه و آله روييد .
١١٠.علل الشرائع ـ به نقل از عبد الرحمان بن كثير هاشمى ، از امام ص: پيامبر صلى الله عليه و آله هر روز نزد حسين عليه السلام مى آمد و زبانش را در دهان او مى نهاد و حسين عليه السلام آن را مى مكيد تا سير مى شد . خداى متعال ، گوشت حسين عليه السلام را از گوشت پيامبر صلى الله عليه و آله رويانْد و او هيچ گاه ، نه از فاطمه عليهاالسلام و نه از غير او ، شير نخورد .
١١١.الكافى : در نقل ديگرى از امام رضا عليه السلام آمده است : «حسين عليه السلام را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آوردند و ايشان ، زبانش را در دهان حسين عليه السلام مى نهاد و او ، آن را مى مكيد و به همان ، اكتفا مى كرد و از هيچ زنى شير نخورد» .
١١٢.تأويل الآيات الظاهرة ـ به نقل از حسين بن زيد ، از پدرانش عليهم السلام: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلامحسين عليه السلام را به دنيا آورد ، پيامبر صلى الله عليه و آله زبانش را در دهانش نهاد و حسين عليه السلام آن را مكيد و از زنى شير ننوشيد تا آن كه گوشت و خونش ، از آب دهان پيامبر صلى الله عليه و آله روييد .
١١٣.المناقب ، ابن شهرآشوب ـ به نقل از بُرّه دختر اُميّه خُزاعى ـ: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «اى فاطمه ! تو به زودى ، پسرى به دنيا مى آورى كه جبرئيل عليه السلام ، مرا به او تهنيت داده است . او را شير نده تا من نزد تو بيايم ، حتّى اگر يك ماه ، منتظر بمانى» . فاطمه عليهاالسلام گفت : همين كار را مى كنم . و پيامبر صلى الله عليه و آله در پى برخى كارهايش رفت و فاطمه عليهاالسلام ، حسين عليه السلام را به دنيا آورد ؛ امّا به او شير نداد تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد . به او فرمود : «چه كردى؟» . فاطمه عليهاالسلام گفت : به او شير ندادم . پيامبر صلى الله عليه و آله ، حسين عليه السلام را گرفت و زبانش را در دهانش گذاشت و حسين عليه السلام آن را مكيد ، تا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «بس است ، حسين ! بس است ، حسين!» . سپس فرمود : «هر چه خدا بخواهد ، همان مى شود . امامت ، در تو و فرزندان توست» .