دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١
مقتل مهمّ ابو مخنف و نيز مقتل هشام كلبى است . البتّه هشام كلبى از مقتل ابو مخنف استفاده كرده ؛ امّا به دليل اسناد ديگرى كه به دست وى رسيده ، وقايعى را افزون بر آنچه ابو مخنف نقل كرده ، در كتابش آورده است . همه اينها در كنار آنچه طبرى از واقدى ، مورّخ مشهور و كهن تاريخ صدر اسلام و نيز به وسيله عمّار دُهْنى از امام باقر عليه السلام نقل كرده ، ما را با مجموعه بزرگى از اخبار مستند ، رو به رو مى سازند كه نه همه آنها ، امّا مقدار در خور اعتنايى از آنها ، به وسيله ديگر اسناد تاريخى ، تأييد و تقويت مى شود . گفتنى است تاريخ نامه طبرى، به دليل فراگيرى و گردآورى همه اخبار ضعيف و قوى در هر مسئله ، از آغاز تأليف ، با استقبال عالمان و مورّخان ، رو به رو شد و بَلعمى در قرن ششم ، آن را به پارسى ترجمه كرد . تاريخ الطبرى ، چاپ هاى متعدّدى دارد و بخش ويژه كربلا از اين تاريخ ، به كوشش سيّد الجميلى ، به طور مستقل و با عنوان استشهاد الحسين عليه السلام نيز نشر يافته است . [١] پاره اى از آنچه طبرى به آن پرداخته ، دعوت كوفيان از امام حسين عليه السلام ، قيام و شهادت مسلم بن عقيل در كوفه ، حركت امام حسين عليه السلام به سوى كوفه ، شهادت امام عليه السلام و يارانش و نيز وقايع مربوط به اسيران است .
٨ . الفُتوح
ابو محمّد احمد بن اعثم كوفى (م حدود ٣١٤ ق) ، [٢] مورّخى مشهور و در تراز ديگر مورّخان كهن ، يعنى : يعقوبى ، طبرى ، دينورى و بلاذرى است . او در كتاب الفتوح
[١] . ر.ك : تأمّلى در نهضت عاشورا : ص ٢٦ .[٢] . برخى با استناد به سخن ياقوت حموى در إرشاد الأريب إلى معرفة الأديب (ج ٢ ص ٢٣٠)، زنده بودن او را تا حدود سال ٣٢٠ ق ، دانسته اند . حموى گفته است : «له كتاب التاريخ إلى آخر أيّام المقتدر» و مى دانيم كه المقتدر عبّاسى، تا سال ٣٢٠ ق ، خليفه بوده است .[٣] . ر . ك : ج ٤ ص ١٢٩ (بخش هفتم / فصل چهارم / سخنى در باره گزارش ورود ابن زياد به كوفه پس از حركت كردن امام حسين عليه السلام از مكّه).[٤] . ر.ك : الفتوح : ج ٥ ص ١٢ - ١٩ و ١١٥ (به نقل از تأمّلى در نهضت عاشورا: ص ٣٠) .[٥] . مانند خطبه هاى برخى زنان در حماسه كربلا (ر . ك : الفتوح : ج ٥ ص ١٢١) .[٦] . براى نمونه ، رؤياى صادق امام حسين عليه السلام در شب خروج از مدينه كه پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت ايشان را متذكّر مى شود (ر.ك : الفتوح : ج ٥ ص ١٩) و نيز سخن مشهور : «لم أخرج أشرا و لا بطرا ...» در الفتوح (ج ٥ ص ٢١) و مقايسه آن با نقل ابن شهرآشوب در المناقب (ج ٤ ص ٨٩) .