دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩
٢٢٩.الفهرست، ابن نديم ـ به نقل از محمّد بن سائب ـ: عبد اللّه بن حسن ، از من ، نام سَكينه دختر حسين عليه السلام را پرسيد . گفتم : اُمَيمَه است . گفت : درست گفتى .
٢٣٠.الفائق : ـ كه خدا از او خشنود باد ـسَكينه ، وقتى كودك بود ، گريان به نزد مادرش رَباب آمد . مادرش پرسيد : تو را چه شده است ؟ گفت : دُبَيره (زنبور عسل) ، از كنارم گذشت و مرا نيش زد . واژه «دُبَيره» با «تدبير» ، هم خانواده است و چون زنبور عسل ، در ساختن و پروردن عسل ، بسيار خوبْ تدبيرِ امور مى كند ، آن را بِدان مى نامند . [١]
٢٣١.تذكرة الخواصّ : سَكينه ، رفتار نيكو ، بخشندگىِ فراوان و خِرد كامل داشت . . . و از زيبايى و ادب و ظرافتِ رفتار و گفتار و سخاوت ، بهره اى فراوان داشت و اديبان و شاعران و فاضلان به خانه اش مى آمدند و او هر يك را به اندازه ، اِكرام مى كرد .
٢٣٢.الأغانى ـ به نقل از مُصعَب ـ: سَكينه ، عفيف ، سليم النفس و زنى متشخّص بود ، به گونه اى كه با بزرگان قريش ، نشست و برخاست مى كرد و شاعران در خانه اش گِرد هم مى آمدند .
[١] گفتنى است كه سَكينه ، با وجود كودكى اش ، نام استعارى زنبور عسل ، يعنى «دُبَيرة» را به كار برده و براى «نيش» هم از تعبير «اُبَيرة (سوزَنك)» بهره گرفته و بدين گونه ، پاسخ خود را آكنده از زيبايى هاى ادبى ، مانند جناس و سجع ، كرده است .