فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٨ - دو نظريه ديگر در باره صفات خبرى (تفويض و تأويل)
٢ ـ شهرستانى مى گويد: گروهى از سلف، براى خدا صفاتى را اثبات كردهاند، به نام علم و قدرت، و برخى از صفات، مانند دو دست و صورت را صفات خبرى مى نامند، و آن را تأويل نمى كنند، برخى از سلف مى گويند: ما به داورى عقل فهميديم كه خدا يگانه است و شبيه مخلوقات خود نيست، ولى ما معانى آيههاى ((الرَّحْمن عَلَى العرش اسْتَوى)) و((لمّا خَلَقْتُ بِيَدَىَّ)) و((وَجَاءَ رَبَّكَ)) را نمى دانيم و مكلف به شناخت مفاهيم اين آيات نيستيم، آنچه ملكفيم، اين است كه بدانيم خدا همتا و مانندى ندارد[١].
٣ ـ رازى در كتاب «اساس التقديس»، به اين رأى گرايش پيدا كرده وميگويد: بايد بدانيم در آيات متشابه، مراد خدا غير ظاهر آنهاست، وبايد تفسير آنها را به خدا واگذار كنيم و براى ما شايسته نيست كه در تفسير آنها وارد شويم[٢].
«تفويض» معانى آيات متشابه به خدا، هر چند بهتر از دو راه پيشين است، زيرا اولى در تاريكيهاى تشبيه فرو رفته ودومى در ميان راه، سر درگم مانده است، ولى اين نوع برخورد با آيات قرآن (تفويض)، شيوه كسانى است كه نمى خواهند در معارف الهى به بحث و بررسى بپردازند، و د رحقيقت، اين گروه، خود را نسبت به معارف كتاب، امى معرفى مى كنند و آيه ((وَ مِنْهُمْ اُمِّيُّونَ لاَيَعْلَمُونَ الكِتَابَ اِلاَّ أَمَانِىَّ))(بقره/٧٨)، در باره آنان نيز صادق است.
آرى اين قول از نظر عقيدتى نسبت به دو قول نخست، كمتر دچار گرفتارى است، زيرا اهل تفويض هر چند خود را از فضيلتى محروم مى سازند، اما در وادى گمراهى گام بر نمى دارند.
[١] شهرستانى: ملل ونحل، ج ٢ ص ٩٢ ـ ٩٣ .
[٢] رازى: اساس التقديس، ص ٢٢٣ .