فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٤ - همام الدين و نظريه تخصيص
خلق نميكند، در اين صورت او مسؤل كارهاست، چون زمينه كار (عزم واراده)، در دست اوست[١].
پاسخ
چنين دفاعى از جبر، بسيار سست وبى پايه است، زيرا مسأله توحيد در خالقيت واينكه خالقى در جهان جز خدا نيست، يك مسأله عقلى است، وناگفته پيداست كه مسأله عقلى، قابل تخصيص نيست، آنچه مى تواند تخصيص بخورد، قانون شرع وعرف است نه قانون عقلى. اين سخن، مثل اين مى ماند كه بگوييم، حاصل ضرب هفت در هفت، چهل ونه مى باشدمگر در فلان مورد.
پايه توحيد در خالقيت، مسأله ممكن بودن «ما سوى الله» است، وهر ممكنى در فعل وتلاش خود، بى نياز از واجب نيست وبايد به او منتهى شود. در اين صورت، فرقى ميان عزم واراده وديگر كارهاى بندگان نيست، اگر رفع نياز جز با فاعليت مستقيم خدا صورت نمى پذيرد، در اين صورت ميان اراده وعزم انسان با فعل او فرقى نيست.
البته تفسير غلط از توحيد در خالقيت، چنين پيامدهايى را به دنبال دارد. وبدتر از آن، اين تلاش هاى غير صحيح است كه پيراوان مكتب انجام مى دهند واگر آنان در تفسير اين اصل، دقت به عمل مى آوردند، در مى يافتند كه توحيد در خالقيت به معنى جاي گزين ساختن خدا به جاى ديگر علل طولى نيست، بلكه با اعتراف به توحيد در خالقيت، ميتوان براى ديگر قدرت ها وموجودات، تأثيرى انديشيد وآنها را از صحنه تأثير حذف نكرد، زيرا تأثير آنها، در پرتو وجود وقدرتى است كه خدا در اختيار آنها مى گذارد.
[١] شرح العقائد الطحاوية: ص١٢٢، بنقل از كتاب «المسايرة».