فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٢ - تفسير صحيح گسترش قدرت و اراده او
((اَبَى اللَّهُ اَنْ يجرى الاُمُورَ اِلاَّ بِاَسْبَاب وَجَعَلَ لِكُلِّ شَىِء سَبَباً))[١].
مشيت الهى بر اين تعلق گرفته كه چيزى را پديد نياورد مگر از طريق اسباب آن وبراى هر چيز، سببى آفريده است.
بنابر اين، معنى توحيد در خالقيت اين است كه خالق اصيل ومستقل وغير وابسته به وجود آن، خداى يگانه است، وآفرينندگى ديگر موجودات، در پرتو قوه وقدرتى است كه به ديگر وجودات امكانى داده است، در اين صورت فعل يك فاعل، اعم از انسان وغيره، در حالى كه فعل مباشرى اوست، ندارد، و به گونه اى ديگر فعل تسبيبى خدا مى باشد، وبه تعبير محقق سبزوارى، «والفعل فعل الله وهو فعلنا».
از اين بيان روشن مى شود كه مجموع مقدورات انسان، مقدور خدا نيز هست، زيرا قدرتى كه انسان با آن كارى را صورت مى دهد، از آن خود او نيست، بلكه آن را از خداى واجب گرفته وهر آن از او فيضى به انسان مى رسد، طبعا مقدور انسان، مقدور خود خدا نيز خواهد بود.
همچنين، فعل ارادى انسان، فعل ارادى خدا نيز مى باشد، زيرا اراده حق بر اين تعلق گرفته است كه انسان مطابق اراده واختيار خود، كارى را صورت دهد، در اين موقع، انسان هر كارى صورت دهد، به اراده خود وبه يك معنى نيز به اراده خدا انجام داده است.
البته اين، نه به آن معنا است كه خدا اراده كرده است كه انسان همين كار را انجام دهد وبس، بلكه اراده او بر اين تعلق گرفته است كه او در زندگى، فاعل مختار وآزاد باشد، وهر كارى را در پرتو اراده خود انجام داد، همان را نيز خدا
[١] كافى، ج١، باب معرفة الامام، حديث٧، ص١٨٣.