فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٤ - نظريه تأويل
آشكار گشت. اكنون وقت آن رسيده است كه پيرامون نظريه دوم كه نسبت به مجموع نظريات، نظريه چهارم است، سخن بگوييم، وآن نظريه تاويل است كه معتزله آنرابرگزيده اند.
نظريه تأويل
معتزله به هنگام روبرو شدن با يك رشته ظواهر ابتدائى آيات واحاديث كه با احكام قطعى عقل، مخالف هستند، راه تأويل را در پيش مى گيرند وظواهر را بدون اينكه قرينه اى بر تاويل به دست آورند، بر خلاف آن حمل مى كنند. حتى گاهى جسارت را به جايى مى رسانند كه مى گويند: پيروى از ظواهر كتاب وسنت، از پايه هاى كفر به شمار مى رود[١] .
گاهى مى گويند: در اصول عقائد، پيروى از ظواهر كتاب و سنّت بدون دقّت، ريشه گمراهى است و كسانيكه به تشبيه و تجسيم و جهت داشتن خدا روى آوردهاند، از ظواهر كتاب پيروى كرده اند[٢]. ما تصوّر مى كنيم، چنين گفته هايى، دور از واقع گرايى وحقيقت گويى است، بلكه بايد گفت: پيروى از ظواهر كتاب، مايه هدايت واساس حقيقت يابى است، ولى بايد ديد مقصود از ظاهر چيست؟ در اين باره دو احتمال وجود دارد:
١ـ مقصود از ظاهر، همان ظاهر حرفى وظهور ابتدائى ومعانى تصورى است مسلماً پيروى از چنين ظواهرى مايه ضلالت وگمراهى است، آنچه سبب انتقال مفاهيم، از متكلم به مخاطب است، ظاهر حرفى وظهور ابتدائى نيست ودر ميان عقلاء چنين ظواهرى فاقد ارزش است وهرگز نمى توان با آنها احتجاج كرد. اگر
[١] الصاوى على تفسير الجلالين، بنا به نقل «علاقة الاثبات والتفويض»، ص٦٧.
[٢] شرح ام البراهين، ص٨٢، بنا به نقل«علاقة الاثبات و التفويض».