فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧ - گزارش فتنه و درگيرى ميان حنابله و اشاعره
اشاعره نيز مورد لعن قرار گيرند وآنان از وعظ وتدريس و ديگر برنامه هاى دينى ممنوع شوند، و در اين مورد از گروهى از معتزله كمك گرفت، گروهى كه مدعى بودند پيرو ابوحنيفه اندولى در حقيقت اين ادعاء را پوششى براى نشر انديشه هاى خود قرار داده بودند، تا اينكه مذهب شافعى و مذهب اشعرى هر دو، مورد طعن و انتقاد قرار گرفت، اين فتنه كه شراره هاى آن از خراسان برخاست، شام وعراق و حجاز را نيز فراگرفت وبى خردان، در نمازهاى جمعه، به لعن اهل سنت(اشاعره) پرداختند.
در مقابل اين جريان، ابواسحاق بن موفق كه مرد متنفذى بود، كم كم با سران سپاه و در بار تماس گرفت تا شايد اين فتنه را بخواباند، ولى ملاقات با سلطان وقت، جز از طريق ابو نصر كندرى امكان پذير نبود، در اين هنگام، فتنه بالا گرفت. طغرل بك فرمان داد كه قشيرى و امام الحرمين و ابوسهل را دستگير و تبعيد كنند و اجازه اجتماع به آنان ندهند، وقتى فرمان سلطان در شهر قرائت شد، ابوسهل در شهر نبود، ولى مأموران دولتى، ابوالقاسم قشيرى را گرفتند ودر نقطه اى به نام «قهندر» زندانى [١]كردند.
امام الحرمين كه محكوم به تبعيد بود، پنهان شده و به طور مرموزى از شهر خارج شد واز طريق كرمان عازم حجاز گشت ودر مدينه ومكه مجاور شد واز اين جهت «امام الحرمين» لقب گرفت، ولى قشيرى وشخص ديگرى به نام فراتى، بيش از يك ماه را در زندان سپرى كردند.
ابوسهل بن موفق كه خود محكوم به زندان شده بود، توانست در بيرون، گروهى آشنا با جنگ وگريز را دور خود جمع كند، تا بتواند دوستان خود را از زندان آزاد كند وسرانجام، پس از يك درگيرى ميان گروه ابوسهل ومأموران دولتى، وى
[١] معرب «كهن دژ» است.