فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٥ - تاريخ انتشار مسلك اشعرى
گفت[١].
روى اين جهت، فقط از مسلك اشعرى، افراد انگشت شمارى از علماء ودانشمندان آگاه بوده و از آن استقبال كردند، و هرگز توده مردم، از آن پيروى نكردند، در اينجا شايسته است به گفتار ابن عساكر (متوفاى ٥٧١ هـ.ق)، توجه كنيم; وى با آنكه از طرف داران سر سخت مسلك اشعرى است و كتاب مستقلى در ترجمه زندگى او نوشته كه اخيرا در شام به نام «تبيين كذب المفترى» چاپ شده، چنين مى گويد:
اگر گفته شود: اكثريت مسلمانان در بلاد اسلامى، از اشعرى پيروى نكرده ومقلّد او نيستند و اين جمعيت، سواد اعظم جهان اسلام را تشكيل مى دهند، و طبعا راه آنان راه استوارى است، در پاسخ مى گوئيم: كه فزونى جمعيت، و توجه افراد جاهل و عوام، قيمت و ارزشى نداد، ارزش از آن صاحبان علم و دانش و پيروى آنان است، و از اين گروه، جمعيت كثيرى از مسلك او پيروى نموده و خداوند متعال مى فرمايد:
((وَ مَا آمنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيل))[٢].
اين گفتگو واين دفاع، حاكى از آن است كه تا اواخر قرن ششم، مسلك اشعرى، مسلك توده مسلمانان نبوده وپيوسته كسان ديگرى در عقائد، پيشواى مردم بوده اند.
ابن نديم، تنها براى او دو شاگرد ياد مى كند، يكى به نام «ميانى» وديگرى «حمويه». مى گويد:
[١] تبيين كذب المفترى بخش تعليقه ص ٣٩١ بنا به نقل از طبقات ابو يعلى. و خلاصه آن در ص ٣٢ گذشت.
[٢] تبيين كذب المفترى ص ٥٢ .