فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٢ - غزالى و رعايت اصلح در باره بندگان
اين آيات وآيات ديگر، همگى اتفاق دارد كه فعل خدا خالى از فائده وغرض نيست وبه اصطلاح، عبث به كارهاى او راه ندارد، واگر كسى مى گويد، بر خداست كه درباره بندگان، اصلح را رعايت كند، روى اين اساس سخن مى گويد.
اينكه مى گويند، بر خدا لازم است، مقصود اين نيست كه بندگان خدا، براى او تكليفى معين كنند، بلكه هدف اين است كه با توجه به اينكه خدا حكيم است، لازمه آن، انجام چنين كارى است، ودر حقيقت، خرد از شناخت صفات خدا(حكيم) به كيفيت فعل او پى مى برد، وفعل او را از هر نوع عبث وبيهودگى، تنزيه مى سازد، چنانكه خرد رياضيدان، با توجه به يك رشته قواعد درباره مثلثات، احكامى را صادر مى كند ومى گويد، سه زاويه مثلث، مساوى است با دو زاويه قائمه(١٨٠درجه)، وهمگى مى دانيم كه خرد در اينجا بر تكوين وجهان خارج، حكم نمى راند، بلكه حكم آن را استكشاف مى كند.
اما آنچه كه محقق كتاب غزالى، در پاورقى افزوده است، جز تكرار سخن شيخ ابوالحسن اشعرى چيزى نيست، ودر اينكه خدا قادر بر عقاب افراد بى گناه است، جاى شك وسخن نيست، ولى با توجه به حكيم بودن او وبا توجه به صفت عدلى كه او بدان متصف است، هرگز به اينكار اقدام نمى كند. اينكه مى گويند، چگونه مى تواند فعل خدا واجد غرض باشد؟ واين مستلزم استكمال خداست، پايه صحيحى ندارد، زيرا گوينده اين سخن، ميان غرض فاعل وغرض مترتب بر فعل فرقى قائل نشده واين دو را به هم مخلوط كرده است، مسلما فعل خدا فاقد غرضى است كه تكميل كننده فاعل باشد، ولى اين مانع از آن نيست كه فعل او هدفى را تعقيب كند كه ديگران از او بهره بگيرند، وما بخواست خداوند، به طور گسترده درباره اين موضوع، در جلد چهارم كه بيانگر عقايد معتزله است، سخن خواهيمگفت.