فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٨ - تصويرهاى گوناگون اشاعره در مورد كلام نفسى
پاسخ:
بايد توجه داشت كه دستورى كه براى امتحان افراد صادر مى گردد به دو صورت تصور مى شود:
١ ـ گاهى اراه جدى فقط به انجام مقدمه تعلق مى گيرد نه به انجام ذيالمقدمه، چنانكه در ذبح حضرت اسماعيل، جريان از اين قبيل بود و ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در واقع مأمور بود كه مقدمات ذبح را انجام دهد نه خود آنرا، به گواه اينكه وقتى مقدمه را انجام داد، ندا آمد كه اى خليل به رؤياى خود جامه عمل پوشانيدى و ما نيكو كاران را چنين پاداش مى دهيم [١]، و اين حاكى از آنست كه حدود مأموريت،بالاتر از انجام مقدمات ذبح نبوده است.هر چند ابراهيم نميدانست.
و گاهى اراده ممتحن، بر انجام مقدمه و ذى المقدمه هر دو تعلق مى گيرد و علت چنين فرمانى اين است كه مصلحت در خود فرمان است، هر چند مورد امر، فاقد مصلحت مى باشد، چنان كه فرمانده سپاه، به يكى از زير دستان خود كه شايع شده ياغى است، فرمان مى دهد كه كارى را صورت دهد و هدف اين است كه به ديگران بفهماند كه او فردى مطيع است و متمرّد نيست و شايعه صحت ندارد، هر چند آن كارى را كه صورت مى دهد كار بى ثمرى است.
اكنون ياد آور مى شويم كه: در مورد نخست، اراده بر مقدمه تعلق ميگيرد، نه بر خود فعل، هر چند مأمور، خلاف آن را مى انديشد و در نفس آمر جز اراده مقدمه چيزى نيست، ولى در مورد دوم، اراده بر هر دو تعلق گرفته است، چيزى كه
[١] (فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نَادَيْناهُ أَنْ يَا ابراهيمُ قَدْ صَدَّقَتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذِلِكَ نَجْزِى المُحْسِنِينَ)(صافات/١٠٣ـ ١٠٥).