فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٧ - آيه سوّم «فأخذتكم الصاعقة»
خدا را آشكارا ببينيم، در اين موقع صاعقه شما را گرفت در حالى كه خود نگاه ميكرديد».
دلالت اين آيه بر پيراستگى خدا از رؤيت، بر اهل معرفت مخفى و پنهان نيست، اگر مسألة رؤيت امر ممكنى بود، در اين موقع به يكى از دو پاسخ اكتفاء ميشد، يا با در خواست آنان موافقت مى شد و يا در خواست آنان رد مى شد، ديگر نيازى به نزول صاعقه نبود، به گواه اينكه در آيه ديگر، در خواست تبديل نعمت كردند و به گونه اى پاسخ شنيدند، آنگاه كه از موسى خواستند كه خدا براى آنان از روييدنيهاى زمين، سبزى، خيار، سير، عدس و پياز بروياند، به آنان گفته شد، آيا غذاى برتر را با غذاى پست تر عوض مى كنيد[١]؟
از اينكه صاعقه آنان را فرا گرفت، مى توان گفت كه آنان بر امر محالى پافشارى مى كردند و ايمان خود را به نبوت موسى در گرو اين قرار دادند كه خدا را با ديدگان خود ببينند، از اين جهت، آتشى آنان را فرا گرفت.
در آيه، نكته ديگرى نيز هست و آن اينكه خدا دو مسأله را كنار هم قرار داده و آن پرستيدن گوساله و در خواست رؤيت است و اين گواه بر آن است كه هر دو جرم از يك مقوله است، زيرا گوساله پرستان خدا را در گوساله مجسم مى يافتند و رؤيت طلبان، او را جسمى مى پنداشتند كه داراى عرض و طول است، و در حقيت هر دو، برخود و خداى خويش ستم كرده و خداى برتر از تشبيه و تجسيم را در مرحله اجسام و امور مادى در آورده اند و از اين جهت، مستحق اعدام و نابودى شده اند، گروه نخست، به خود كشى محكوم شدند و گروه ديگر با صاعقه سوزانده شدند.
در پايان، ياد آور مى شويم: آياتى كه بر پيراستگى خدا گواهى مى دهد،
[١] سوره بقره، آيه٦١.