فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٦ - ٦ـ رؤيت خدا در روز رستاخيز
چه مى توان كرد كه شيخ اشعرى همين مسأله را به اين كيفيت در كتابهاى خود مطرح كرده و جزء عقائد اسلامى شمرده است؟ زيرا در اين مورد، رواياتى در صحاح است كه نمى توان بر خلاف آنها نظر داد.
جوّ اجتماع اسلامى در آن روز به گونه اى بود كه انكار اين مسأله نوعى خروج از دين حساب مى شد، و متظاهرين به اسلام، از اهل كتاب، آنچنان رؤيت خدا را در ميان مسلمانان به اصطلاح «جا انداخته» بودند كه جز عدليه كه كاملا در اقليت بودند، كسى نمى توانست خلاف آن را بينديشد، از اين جهت، شيخ ناچار شد، اين عقيده و انديشه را به همان صورت در كتابهاى «ابانه» و «لمع» بياورد و انسان هرگز فكر نمى كند، كسى كه چهل سال با اهل برهان نشست و برخاست كرده و در دامن آنان پرورش يافته است، به طور جدى و صميمى بگويد: « ما ايمان داريم كه خدا در سراى ديگر با اين چشمها ديده مى شود همان طور كه ماه در شب چهاردهم رؤيت مى گردد، افراد با ايمان او را مى بينند همان طورى كه در اين مورد از رسول خدا روايت وارد شده است[١] .
و نيز مى گويد: «مخالفان رؤيت، ابراز مى دارند: چرا مى پنداريد كه خدا با چشمها ديده مى شود و آن را يك فعل ممكن مى انديشيد؟:
در پاسخ مى گوييم: آن اشكالات و ايرادهايى كه در توصيف خدا با ديگر صفات جلوه مى كند و آنها را محال قلمداد مى نمايد، در مسأله رؤيت وجود ندارد[٢]».
مسأله رؤيت خدا در روز قيامت، از مسائل پر سر و صدايى است كه قرنها فكر متكلمان را به خود جلب كرده است، و در اين مورد به خاطر نجات از
[١] ابانه، ص٢١.
[٢] لمع، ص٦١.