فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٨ - ٥ ـ قدرت، مقارن با انجام فعل است
بلكه آنان بودند كه بر خود ستم روا مى داشتند.
تا اينجا روشن شد كه آيه كوچكترين ارتباطى به مدعاى اشعرى ندارد.
اينك به تفسير آيات ديگر كه وى به آنها تمسك جسته است، مى پردازيم:
آيه دوم
((وَ عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلاَءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ))(بقره / ٣١).
(همه اسما را به آدم آموخت، آنگاه آنان را بر فرشتگان عرضه داشت، وگفت: مرا از نام هاى آنان خبر دهيد، اگر راست مى گوييد).
اشعرى مى گويد: اين آيه گواه بر امكان تكليف به محال است، زيرا فرض اين است كه فرشتگان از اسامى آنان آگاه نبودند و از طرفي مأمور به اعلام شدند.
پاسخ
ما فكر نمى كنيم كه حقيقت اين آيات، بر امثال شيخ اشعرى مخفى بماند، زيرا براى طلب ودرخواست، انگيزه هاى مختلفى است ; گاهى درخواست، براى انجام كار است، وگاهى براى اهداف ديگر، در اين مورد، هدف بيان عجز وناتوانى فرشتگان است، نه اينكه واقعا برخيزند وچنين كارى را صورت دهند، نظير آن، آيه ياد شده در زير است:
((وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْب مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلِهِ))(بقره / ٢٣).
(اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستاديم، شك داريد، سوره اى مانند آن بياوريد...).