فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠١ - غزالى و نظريه كسب
براى كسب، معنى صحيحى پيدا كند، تا بتواند آن را ملاك ثواب وعقاب قرار دهد. او پس از ابراز انزجار از مجبّره كه قدرت وتوان انسان را انكار مى كنند، وتكاليف شرعيه را به بازى مى گيرند، وهمچنين پس از ابراز انزجار از عقائد معتزله، كه بندگان را خالق ومخترع افعال خود مى شمارند نه قدرت خدا را; خواسته راه سومى را برگزيند كه از پيامد جبر پيراسته باشد واز شرك معتزله رهايى يابد، ولى هر چه تلاش كرده به جايى نرسيده است. وى در اين مورد چنين مى گويد:
«حق اين است كه هر دو قدرت متوجه فعل انسان مى شود، هم قدرت خدا وهم انسان، وهرگز نبايد توارد دو قدرت بر يك شيء را بعيد شمرد، زيرا اين در جايى است كه دو قدرت جهت مخالف داشته باشند، مثلا يكى بخواهد جسمى را حركت دهد وديگرى بخواهد جسمى را ساكن نگه دارد، اما آنگاه كه هر دو قدرت يك هدف را تعقيب كنند، توارد آن دو بى اشكال خواهد بود».
آنگاه تلاش مى كند كه حاصل كار دو قدرت را ترسيم كند. (دو قدرتى كه در جهت موافق گام بر مى دارند.) وى مى افزايد:
«جهتى كه فعل را به خدا منتسب مى سازد، غير جهتى است كه آن را به بنده مربوط مى كند، وبه ديگر سخن، جهتى كه قدرت خدا بر فعل انسان، تعلق ميگيرد، غير جهتى است كه قدرت بنده بر آن تعلق مى گيرد، جهت در جانب خدا، جهت ايجادى است ونتيجه آن، تحقق فعل در خارج است، ولى جهتى كه در قدرت عبد وجود دارد، اين است كه به هنگام حدوث قدرت در انسان، فعل از جانب خدا تحقق مى يابد[١]».
آنچه كه بيان شد، ترجمه دقيق عبارات شرح مقاصد است كه از غزالى نقل
[١] الاقتصاد في الاعتقاد، ص ٩٢، وشرح مقاصد تفتازانى، ص ١٢٧ .