اخلاق و تربيت اسلامى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٠
موقع در جلسات سخنرانى و درس حاضر نمىشود، بدون هماهنگى و وقت قبلى مزاحم ديگران، بويژه شخصيتهاى برجسته- كه هر لحظه عمرشان براى جامعه مفيد است- مىشود و ... چنين شخصى به دليل بىنظمى در كارهايش به نتيجه مطلوب دست نمىيابد و همواره در زندگى دچار هرج و مرج و سردرگمى بوده، جامعه را نيز بهاين سو خواهد كشاند.
امام امت قدس سره بى نظمى را آفت بزرگى مىداند كه موجب فساد در كارهاست:
بدون نظم يك امرى تحقق پيدا نمىكند يعنى فاسد مىشود. «١» ٢- خدشهدار شدن شخصيت اجتماعى: انسان موجودى اجتماعى است و نيازمند داد و ستد، رفت و آمد، نشست و برخاست و ... با ديگران است و براى اينكه بتواند عضو مفيد و مؤثرى در جامعه باشد، بايد مواظب عملكرد خود- بويژه در ارتباط با جامعه- بوده، شخصيت و اعتبار اجتماعىاش را حفظ كند.
از جمله عواملى كه شخصيت اجتماعى انسان را خدشهدار مىكند، بىنظمى در كارها و در برخورد با ديگران است، چرا كه افراد جامعه به روشنى درمىيابند كه فرد بىانضباط و نامنظم، موجب هرج و مرج در كارها و هدر رفتن وقت و عمر آنان شده، از پيشرفت و ترقىشان جلوگيرى مىكند. به همين دليل او را از ميان خود رانده، برايش ارزش چندانى قائل نمىشوند.
٣- پايمال شدن حقوق ديگران: بىنظمى موجب پايمال شدن حقوق افراد و ستم بر آنان است. كسى كه كارهاى مردم را به تأخير مىاندازد و به بعضى اجازه مىدهد كه ساعتها وقتش را بگيرند، در نتيجه فرصت ملاقات با ديگران و انجام كارشان را از دست مىدهد و نمىتواند به موقع جهت تدريس در كلاس درس، جهت انجام كار در محل كار و غيره حضور يابد، ... چنين فردى به دليل بىنظمى در كارها، حقوق ديگران را پايمال كرده و به آنان ستم روا داشته است.